
برنامه ادبیات جهان
«هیچکس به ما نیاموخته است که از خود بپرسیم: «ما که هستیم؟» روزی که با این پرسش روبهرو میشویم، تمام زندگی ما از هم میپاشد؛ اما پس از آن، هرکدام باید معنای زندگی خود را دریابد.» بختیار علی
در باب کتاب و نویسنده
آخرین انار دنیا یکی از مشهورترین و برجستهترین آثار بختیار علی است و در میان آثار ادبی معاصر کردی جایگاه ویژهای دارد بختیار علی نویسنده و شاعر معاصر کرد است. او هم مانند بسیاری از مردم مشرق زمین، از جنگ و آوارگی در امان نبوده و همین موضوع تاثیر چشمگیری روی آثار او پدید آورده است. او در آثار خود به مفاهیم چون رنج، آوارگی، آزادی، اسارت، مرگ، تنهایی، جنگ، معنا جویی و به موضوعاتی از این قبیل می پردازد. او در آثارش نگاهی انتقادی و بدبینانه به جنگ و قدرت سیاسی دارد. او جنگ را حتی زمانی که با هدف مقابله با خرابی و بیعدالتی صورت میگیرد، عامل رنج و ویرانی میداند. در آخر به گونهای دیگر زمین را آکنده از درد میکند. اگر جنگ نهایت عدالت هم باشد، زمین را لبریز از غم میکند.»(ص ۳۸۶) و در باب سیاست هم: «هر دو یک جور از مرگ برگشتهایم… بیابان و سیاست هر دو مثل هم اند، دو زمین که چیزی از آن نمیروید.» (ص ۳۶)
داستان کتاب
رمان درباره زندگی سربازی به نام مظفر صبحدم است؛ کسی که آزادی خود را برای فرماندهاش، یعقوب صنوبر فدا کرده و بیستویک سال را در کویر زندانی بوده است. او پس از بیست و یک سال آزاد میشود در دنیایی که هیچ تصویری از او ندارد. یعقوب صنوبر میخواهد او را در قصری نگه دارد و از زندگی دور سازد. او به مظفر صبحدم میگوید:« بیرون هیچ کس زنده نمی ماند، آدم پاک و درست کار نمیتواند بیرون زندگی کند. مرضی بدی دنیا را فرا گرفته، مرضی که اسمی ندارد و نه تعریفی…تو فرض کن طاعون هر چی اسمش را میخواهی بگذار. اما تو همین جا بمان تا امکان اش هست اینجا بمان… اینجا از مکانی دیگر امن تر است» ( ص ۳۱)
اما مظفر صبحدم می خواهد دوباره به زندگی برگردد و تنها چیزی که آن را دوباره به زندگی برمیگرداند، جستجویی برای پسرش سریاس صبحدم است. در ادامه داستان شخصیت های دیگری نیز وارد روایت میشوند که هر کدام با جزییات خوبی پرداخته شده اند؛ مانند اکرام کوهی که چون فرشتهای بر مصیبتدیدگان ظاهر میشود، مظفر صبحدم را از قصر آزاد میکند و راه را به او نشان میدهد، محمد دل شیشه که دنبال پیدا کردن کلید رازهاست، نماد صداقت، احساسات و شکنندگی است و خواهران سپید که نماد پاکی، معصومیت، وفاداری و زیبایی است. داستان به چگونگیِ سفری مظفر صبحدم میپردازد که در پیِ پسرش میگردد؛ و در حین این جستوجو، با چه اتفاقهایی روبهرو میشود، با چه کسانی آشنا میشود، چه چیزهایی را به یاد میآورد و چه چیزهایی را فراموش کرده است.
موضوع کتاب
رمان دربارهٔ زندگی پس از اسارت، بیگانگی اسیران با جهان پس از آزادی، امیدهایی که آنان را زنده نگه داشتهاند و سرنوشت قربانیان جنگ پس از پایان درگیریهاست. آخرین انار دنیا بر ما نشان میدهد که مردم چطور بعد از جنگ دوام میآورند، جنگ چطور جسم و روح انسانها در هم میشکند و چطور با زندگی آنها بازی میکند. پسری را یتیم، پدری را بی فرزند، خواهری را بی برادر، سربازی بی رفیق و جوانان وطن را آغشته در خون و آتش میکند. ما اغلب وقتی از وقوع جنگی باخبر میشویم، نخستین چیزی که به ذهن ما میرسد این است که کدام طرف قدرت بیشتری دارد، جنگ تا چی زمانی طول خواهد کشید، احتمال پیروزی کدام بیشتر است، آیا ما از آن تاثیر می پذیریم، چی تغییری در وضعیت ما خواهد پیش آمد. اما این کتاب از زاویه دیگری به جنگ نگاه کرده است. از حال و روز سرباز خط مقدم سخن میگوید؛ اینکه بر سر او چه میآید و آرزوهایش چیست. درباره گاریچی که چگونه یتیم شده است، درباره پسری روستایی و بیچهره که نه میتواند سخن بگوید و نه بهخوبی ببیند؛ اینکه چگونه به این حال رسیده، زندگی برای او چه معنایی دارد و آیا واقعاً زنده است. همچنین از پدری میگوید که پس از بیستویک سال هنوز هم در جستوجوی پسر مرده خود است. ما از کشته شدن رهبران، رئیسجمهور و دیگر مقامهای بلندپایه کشورها در بحبوحه جنگ باخبر میشویم، اما کشته شدن یک کارگر یا یک سرباز عادی چه؟ این کتاب میخواهد روایتی از زاویهای دیگر از جنگ را به ما نشان دهد.
شیوه روایت
آخرین انار دنیا اثری رازآلود است که بسیاری از حقیقتهای پنهان را آشکار میکند. خواننده هنگام خواندن کتاب، مانند کاشف رازهاست که در هر فصل به رازی تازه پی میبرد. همین ویژگی باعث میشود رابطه خوبی با کتاب برقرار کند و تا پایان با آن همراه بماند. افزون بر رازآلود بودن، کتاب با لحنی شاعرانه نوشته شده که خواننده را به خود جذب میکند. حتی درباره عادیترین رفتارهای انسان نیز تصویری شاعرانه ارائه میدهد؛ مانند دروغ گفتن یعقوب صنوبر: «از بچهگی همینطور بود. هر وقت دروغ میگفت، اتفاق عجیبی میافتاد؛ باران میبارید، درختان سقوط میکردند، یا پرندگان جملگی بالای سرمان به پرواز در میآمدند.» (ص ۷)یا در وصف موی خواهران سپید: «باد صبحگاهی با موهایشان بازی میکرد. موهایی که حس میکنم روی دریا، الان هم همراه ما موج میزنند. موهایی که همیشه باد به سوی دیگر جهان میپراکند.» (ص ۳۷۸)و درباره زندگی: «گویا زندگی من مثل تیری است که از کمان رها شده؛ تیری که بیهیچ هدفی با شتاب میرود و به چیزی برخورد میکند که در هم میشکند.»( ص۲۴۱) در کتاب، مفاهیم با توجه به شرایط زندگی هر شخصیت، تعریفهای متفاوتی یافتهاند. همین استقلال مفاهیم و شخصیتها باعث شده است کتاب جذابتر شود و ما جهان را از نگاه هر شخصیت به گونهای دیگر ببینیم؛ چنانکه محمد دلشیشه مرگ را زیبا میدید، اما در مقابل، سریاس کوچک از مرگ وحشت داشت. همچنین، کتاب سرشار از گزارههایی است که کمتر در آثار دیگر نویسندگان دیده میشود و همین، آن را خواندنیتر و منحصربهفرد کرده است. از جمله:« من متعلق به جغرافیایی تهی بودم. جغرافیایی بود تهی از هر تزئیناتی، متعلق به دنیایی بدون دکور، دنیایی که یک انسان غیر از سایهاش هیچ چیز دیگری نداشت که امتداد انسان تنها جهان خودش بود، امتداد روح تنها شن و آسمان بود. آن مدت من به این میاندیشیدم که تهی بودن، خام بودن، نبودن هیچ تزئیناتی، زیباترین زندگی است. (ص ۱۵) که در این جمله بختیار علی زیباترین زندگی به دنیا ساده بدون هیچ تزئینی و دکوری که انسان ها آنرا داده باشد تعریف کرده است. دنیای که امتدا روح فقط آسمان و شن بیابان باشد و تو مطلق به هیچ جغرافیای نباشی.»
نتیجهگیری
پس از خواندن این کتاب، خواننده نهتنها هنگام شنیدن خبر وقوع جنگ، وحشت و ترس را احساس میکند، بلکه آنچه در جنگ و پس از جنگ بر انسانها میگذرد نیز بهتر درک خواهد کرد. آوارگی، بدبختی و نابودی یک نسل جوان را میفهمد. کسی که در کشوری جنگزده زندگی کرده باشد، طعم یتیمی و سوگ را خواهد چشید. خواننده با وجود سریاسها، مظفرها و یعقوبها آشنا خواهد شد. اگر عمیقتر به جنگ نگاه کنیم، «
جنگ نهتنها سبب مرگ انسانهاست، بلکه مرگ تدریجی زندگان را نیز رقم میزند.


دیدگاه وجود ندارد