عکس تزیینی؛ طراحی‌شده توسط Google Gemini (AI)

الف و لایتناهی

اطرافش را نگاه می‌کند. پشت میز نشسته است؛ هوا ابری است و هنوز شام نشده. او تنها در این اتاق، به کمیپوترِ روبه‌رویش خیره شده است. صدای عبور موتر‌ها، موتورسیکلت‌ها و جیغ دست‌فروشان است که لحظه‌ای خاموش نمی‌شود. از میز دور می‌شود و سوی آینه می‌رود. بیشتر به آن «عروس مرده‌گان» شباهت داشت؛ ریملی که روی گونه‌هایش پخش شده بود، چشم‌های بی‌روح و پُف کرده‌ای که هیچ احساسی نداشتند و مو‌هایی که به شلخته‌ترین شکل ممکن روی‌شانه‌هایش ریخته بودند. ... ادامه مطلب
عکس تزیینی؛ طراحی‌شده توسط Google Gemini (AI)

گل مریم | داستان کوتاه

قطره‌های لجوج همین‌طور بی‌وقفه به سوی لب ‌و چانهٔ باریکش پایین می‌لغزند و او در صورتش حس خارشی می‌کند. تلاش می‌کند با سر آستین دست چپ، صورتش را خشک کند که گیر می‌کند به عینکش و آن‌ را جابه‌جا می‌کند. طاقتش طاق می‌شود. سر برمی‌گرداند و گله‌مند می‌گوید: از کجا باید می‌دانستم؟ اصلاً کسی بود برایم بگوید همان اول بپرسم؟ ما اصلاً موضوعی برای حرف زدن داریم؟ حرف همدیگر را می‌فهمیم؟ مگر چند بار پیش از او خواسته بودم شوهر کنم؟ یا اصلاً پیش از او به این نیت با مردی هم‌کلام شده بودم؟ ... ادامه مطلب
عکس تزیینی؛ طراحی‌شده توسط Google Gemini (AI)

وارونه – داستان کوتاه

ساعت هشت‌ونیم شب است. صدای شلیک گلوله‌ «او» را از خواب بیدار کرده و تکانی می‌دهد. لحظه‌ای طول می‌کشد تا بفهمد که کجاست. بیرون را نگاه می‌کند؛ نمی‌داند کی و چرا آن گلوله را شلیک کرده است. صدای خفه‌ای از دور به گوش می‌رسد. صدای فریاد، صدای جنگجو‌ها، شاید صدای جنگ، صدای انفجار یا شاید صدای باد. نمی‌داند کی شلیک کرد، شاید یکی از جنگجوها این‌کار را کرده باشد. شاید زن، شاید مرد، شاید هم زنِ خودش؛ از کجا معلوم... ... ادامه مطلب
عکس تزیینی؛ طراحی‌شده توسط Google Gemini (AI)

میان دو بیداری

روزگاری دارم که نمی‌دانم شب را چگونه صبح می‌کنم و صبح را چگونه شب. روز از کار بسیار، با تنی ضعیف، خسته و درمانده می‌شوم و دیگر حوصلهٔ عشرت و خندیدن و حرف‌زدن با دوستان و خانواده نمی‌ماند. از جنگیدن خسته شده‌ام، ولی اعصابم که به‌ هم می‌ریزد، فریادی می‌زنم. اما می‌دانید چه می‌شود؟ تنم سست می‌شود و سرم درد می‌گیرد و بر نفس و شش‌هایم تأثیر می‌گذارد. هوا به دماغم نمی‌رسد تا این‌که به ضعف‌کردن می‌رسم. ... ادامه مطلب