گندمیندیدن مطالب

Avatar for گندمین

این‌جا، زنان می‌نویسند، هنر می‌آفرینند و جهان را از چشم‌انداز خود روایت می‌کنند.

25 6 1200x500

نامه‌ای دختری از افغانستان به خالق «۱۹۸۴» و «قلعه‌ی حیوانات»

چند روز پیش رمان «۱۹۸۴»ات را خواندم و تمام کردم. داشتم با خودم فکر می کردم؛ وقتی رمان ۱۹۸۴ را می نوشتی؛ آیا تصور می‌کردی روزی در این گوشه‌ای از جهان، دختری کتابت را بخواند و با عمق وجود احساس کند، که در حالی خواندن یک رمان تخیلی نه، بلکه در حال خواندن شرح زندگی خودش است؟ ... ادامه مطلب
1234 6 1200x500

زنان در این مساحت

زنان در کتاب به مساحت قوطی گوگرد چهره‌ای پنهان و در سایه دارند؛ روایت‌ها چشم‌دید خود نویسنده را پوشش می‌دهند. از هلمند سوزان در تب جنگ و روزهایی که با خون شروع می‌شوند و با خون تمام. در این روایت‌ها مردها خشمگین می‌شوند، زخم می‌زنند و زخم می‌خورند. قربانی توطئه می‌شوند و عشق، جایی در آن‌سوی دوردست‌ها قایم شده است و اگر هست نیز نمی‌تواند چهره بنمایاند؛ شعاع جنگ بسیار قوی است و عشق را در نطفه سوزانده. ... ادامه مطلب
25 5 1200x500

زنان در شاهنامۀ فردوسی | منیژه

منیژه دختر افراسیاب، از زنان فداکار شاهنامه است. ماجرای عشق بیژن و منیژه از داستان‌های زیبای شاهنامه است و شهرتی جهانی دارد. در شاهنامه تا پیش از آشنایی بیژن با او، نامی از منیژه نیامده است. شخصیت‌ها در شاهنامه تا زمانی که به نوعی قدرت گره نخورده و تأثیری در انتقال یا تثبیت قدرت حاکم نداشتند، بی‌نام‌اند ... ادامه مطلب
Image: AI generated / ChatGPT

جای خالی برادر

قصه از آخرین روز امتحان مکتب ما شروع شد؛ وقتی همهمه‌ای بین دختران افتاد که «آن‌ها» هرات و مزار را گرفته‌اند. چشم‌ها نگران به هر سویی می‌دوید. گویی مزار آخرین سنگر کابل و هرات آخرین پناه کابل بود. نگران بودیم و از همدیگر می‌پرسیدیم که چه خواهد شد و سرنوشت به کجا خواهد رسید. دلداری‌های ما با این حرف تمام می‌شد که «آن‌ها» نمی‌توانند کابل را بگیرند؛ مردم خواهند ایستاد؛ جوانانی داریم که طعم آزادی را چشیده‌اند و نمی‌گذارند خوشی خانواده‌های‌شان از دست برود. اما من، با وجود تمام این دلداری‌ها، دلم ناآرام بود. می‌دانستم حادثه‌ی شومی در راه است، اما نمی‌دانستم چه چیزی. میان نگرانی‌ها، به این فکر می‌کردم که کاش پای «آن‌ها» هرگز به کابل نرسد. بازگشت به تاریکی برای مایی که برای آرزوهای‌مان سختی کشیده بودیم، قابل قبول نبود. ... ادامه مطلب