Photo by SANAULLAH SEIAM / AFP

Photo by SANAULLAH SEIAM / AFP


Woman Profile
نویسنده: نجیلا ابراهیمی

دربارۀ نویسنده: دانش‌آموختهٔ رشتهٔ اقتصاد از مؤسسهٔ تحصیلات عالی تاج، مدرس مضمون مبانی اقتصاد و مدیر تدریسی دانشکدهٔ اقتصاد «دانشگاه بین‌المللی آنلاین افغانستان» است. او عضو دور پنجم آکادمی رهبری زنان، مؤسسهٔ مطالعات اقتصادی و حقوقی افغانستان (AELSO) و عضو سازمان اجتماعی سفید است و در برنامه‌های بین‌المللی رهبری جوانان (از جمله OMLAS و ALCOY) فعالیت داشته است.

چکیده

آموزش یک پروسه یادگیری است که طی این پروسه می‌توان از دانش، مهارت و ارزش‌ها بهره‌مند شد. پس پرسش اساسی که درین خصوص مطرح شده اینست که آموزش چی نقشی می‌تواند در روند توسعه اقتصادی افغانستان داشته باشد؟ فرضیه ارایه شده چنین می‌باشد: ممکن آموزش نقش سازنده‌ای در روند توسعه اقتصادی افغانستان داشته باشد؛ مردم افغانستان احتمالاً از طریق آموزش‌های عصری می‌توانند زمینه توسعه و پیشرفت اقتصادی را در افغانستان فراهم سازند.

بدین اساس برای دستیابی به پرسش اصلی و فرضیه مطرح شده، نقش آموزش در روند توسعه اقتصادی افغانستان مورد بررسی قرار گرفته و برای گردآوری اطلاعات لازم از روش کتابخانه‌ای که روش معمول می‌باشد استفاده گردیده است.

یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که آموزش نقش برجسته‌ای در توسعه اقتصادی دارد. بدین ملحوظ افغانستان نیز برای گذار از عقب‌ماندگی، رهایی از بلای فقر، حل چالش‌های اقتصادی و در مجموع برای رسیدن به توسعه اقتصادی نیازمند افراد تحصیل‌کرده و باسواد است تا از طریق آنچه که می‌آموزند برای چالش‌های اقتصادی و وضعیت نابسامان اقتصاد افغانستان راهکار ساخته و در ساختار اقتصادی افغانستان تحول مثبت ایجاد نمایند. البته این تحول به یکبارگی امکان‌پذیر نیست و نیازمند توجه به آموزش می‌باشد. از آنجا که آموزش یکی از ارکان مهم توسعه اقتصادی می‌شود، بدون آموزش توسعه اقتصادی افغانستان نیز امکان‌پذیر نیست.

کلیدواژه‌ها: آموزش، توسعه، توسعه اقتصادی، نقش آموزش در توسعه.

مقدمه

افغانستان کشوری است که سال‌هاست درگیر جنگ، ناامنی، فقر و عقب‌ماندگی بوده است. مردم افغانستان از لحاظ اقتصادی در وضعیت نابسامان به سر می‌برند. اوضاع بد اقتصادی در افغانستان سبب چند دور مهاجرت و آوارگی مردم شده است. مردم افغانستان متأسفانه چی در داخل کشور و چی در مهاجرت، بار سنگین فقر، ناداری، نابرابری، بی‌عدالتی و هزاران چالش‌های دیگر اقتصادی ـ اجتماعی را به دوش می‌کشند؛ ولی تا هنوز با وجود داشتن معادن طبیعی بسیار، ذخایر زیرزمینی و داشتن موقعیت ممتاز ژیوپلتیک و ژیواستراتیژیک نتوانسته‌اند راه بیرون‌رفت از چنین وضعیتی را پیدا کنند و معادن و امکانات خود را به گونه درست مدیریت نمایند. برعکس، سایه شوم فقر و عقب‌ماندگی بالای مردم افغانستان پرده افگنده است.

آیا علت این امر عدم آگاهی و دانش مردم است؟ آیا آموزش می‌تواند مسیر رسیدن به توسعه اقتصادی در افغانستان را باز نموده و با فقر و مشکلات اقتصادی مردم افغانستان مبارزه نماید؟ آیا آموزش راهکار مناسب برای رهایی افغانستان از چنین اوضاع و احوال بد اقتصادی است؟ این تحقیق برای پاسخ به این پرسش‌ها تهیه گردیده و در پی این است که نقش آموزش را در روند توسعه اقتصادی افغانستان مورد بحث و بررسی قرار دهد و جایگاه آموزش را در روند توسعه اقتصادی افغانستان مشخص نماید.

مباحث نظری

الف. تعریف مفاهیم

  • آموزش: واژه آموزش در فرهنگ فارسی عمید به معنی «اسم مصدر از آموختن، عمل آموختن و تعلیم دادن» به کار رفته است (عمید، ۱۳۸۸: ص۳۹). در اصطلاح؛ آموزش یک فرایند یادگیری است که طی این فرایند می‌توان مهارت‌ها، اخلاق، دانش، هنر، اعتقادات و عادات جدید را آموخت و از مزایای آن بهره‌مند شد (کردی، ۱۴۰۱).
  • توسعه: توسعه در لغت به معنای رشد تدریجی در جهت پیشرفته‌تر شدن، قدرتمندتر شدن، و بزرگ‌تر شدن است (رامزپور، ۱۴۰۰: ص۲۱). به عباره دیگر توسعه به معنی گسترش و بهبود است و توسعه اقتصادی به مفهوم گسترش و بهبود وضع اقتصادی کشورها در نظر گرفته می‌شود. توسعه اقتصادی فقط به رشد اقتصادی محدود نمی‌شود و در بعد گسترده‌تری مسایل مربوط به فقر، عدالت، شهرنشینی، مهاجرت، بیکاری، توزیع درآمد و سایر شاخص‌های اجتماعی را نیز در بر می‌گیرد (باباجانی بابلی، کشاورزی، ۱۳۹۷: ص۲۰).

ب. چارچوب نظری

آموزش نقش تعیین‌کننده و سرنوشت‌ساز در فرایند رشد و توسعه اقتصادی دارد؛ برعلاوه، انکشاف جوامع وابسته به آموزش است و بدون آموزش انکشاف امکان‌پذیر نمی‌باشد. همین آموزش است که زمینه پیشرفت جامعه را مهیا می‌سازد. جوامع برای استمرار، بقا، حیات و تعالی خود نیاز به افراد باسواد و با دانش دارند تا زمینه‌های پیشرفت آن جامعه را فراهم سازند (حسینی، ۱۴۰۱). در واقع آموزش شرط اصلی توسعه هر کشوری به حساب می‌آید. ملتی که از آموزش کافی بهره‌مند نباشد همیشه زیردست کشورهای مترقی و باسواد است؛ همچنان فقر و گرسنگی، شیوع امراض گوناگون و پیدایش عقاید باطل در جامعه‌ای اوج می‌گیرد که مردم آن جامعه از سواد و دانش کافی برخوردار نباشند (اکبری، ۱۳۹۴).

«دگلاس نورث»، برنده جایزه نوبل اقتصاد، نقش آموزش را در توسعه کشورها چنین توصیف نموده است: «اگر می‌خواهید ببینید کشوری توسعه‌یافته است یا نه، به کارخانه‌ها و صنایع آن نگاه نکنید، کافی است سری به مکاتب آن بزنید؛ سرمایه‌های ما در چاه نفت یا در بانک‌ها نیست، سرمایه‌های ما در مکاتب نشسته‌اند.» (محمدی، ۲۰۲۰).

نقش آموزش در روند توسعه اقتصادی افغانستان

همان‌گونه که اشاره گردید، آموزش نقش گسترده‌ای در توسعه اقتصادی کشورها ایفا می‌کند که افغانستان نیز از این امر مستثنا نمی‌باشد. افغانستان نیز به عنوان یک کشور برای رسیدن به توسعه اقتصادی نیاز به افراد تحصیل‌کرده و باسواد دارد؛ افرادی که با استفاده از دانش، مهارت و تخصص خود زمینه‌های انکشاف اقتصادی را در کشور فراهم سازند. چنانچه می‌بینیم یکی از عوامل عمده فقر و عقب‌ماندگی و ریشه بسیاری از مشکلات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی افغانستان در طول تاریخ، بی‌سوادی و ناآگاهی توده‌های مردم بوده است.

اقتصاد و زندگی مردم ما هنوز سنتی است. سال‌هاست که در ساختار اقتصادی افغانستان هیچ تغییری ایجاد نشده و ما نتوانسته‌ایم اقتصاد خود را مدرن سازیم. علت این امر محصول کم‌اهمیت دادن به آموزش و عدم توجه به آموزش است؛ زیرا وقتی ما به آموزش اهمیت ندهیم نمی‌توانیم در ساختار اقتصادی کشور تغییر ایجاد کنیم و اقتصاد را مدرن سازیم. برعلاوه نمی‌توانیم رو به توسعه گام برداشته و از داشته‌های خود استفاده بهینه نماییم. بناً آموزش یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر در جامعه افغانستان محسوب می‌شود. در صورتی که تحولی درین عرصه ایجاد نشود و ساختار آموزش در افغانستان اصلاح نگردد، همان‌طور که سال‌ها از جامعه جهانی عقب افتاده و دور شدیم، زیادتر دور خواهیم شد؛ زیرا عدم موفقیت در امر آموزش یعنی باخت در صحنه جهانی (حسینی، ۱۴۰۱).

واضح است که آموزش نمی‌تواند در کوتاه‌مدت باعث ایجاد تغییر در جامعه شود، ولی در بلندمدت از پنج روش زیر می‌تواند تغییرات اساسی در نوع زندگی مردم، عادات و رفتارهای اجتماعی ایجاد نموده و مسیر توسعه اقتصادی را در افغانستان هموار سازد:

  1. از طریق تأثیرگذاری بر افکار و رفتار مردم: آموزش به افراد کمک می‌کند تا اصول اخلاقی، عادات، اعتقادات و ارزش‌های انسانی را درک نمایند؛ افراد جامعه با درک چنین موضوعاتی افکارشان روشن شده، سطح دانش و آگاهی‌شان نسبت به مسایل بلند می‌رود و در نتیجه برای پیشرفت جامعه تلاش می‌ورزند. به علاوه، افزایش دانش مردم، افزایش توانایی جمع‌آوری و تحلیل اطلاعات و آماده کردن منابع انسانی برای پاسخ مناسب به چالش‌های پیش‌روی جامعه انسانی، تحرک اجتماعی را افزایش داده و به افزایش نوآوری و خطرپذیری مردم کمک می‌کند. از این رو موجب افزایش فعالیت‌های اجتماعی ـ اقتصادی گشته و روند توسعه ملی را سرعت می‌بخشد.
  2. مبارزه با فرهنگ‌ها و باورهای نادرست: آموزش از طریق بلند بردن سطح آگاهی و باز نمودن افکار بسته مردم، با باورهای نادرست فرهنگی ـ اجتماعی که سبب عقب‌ماندگی اقتصادی می‌گردد مبارزه نموده و مردم را با نحوه زندگی اقتصادی مدرن آشنا می‌سازد؛ زیرا مردم با آموزش، به چگونگی زندگی اقتصادی در عصر جدید آشنا می‌گردند و تلاش می‌کنند خود را با چنین زندگی وفق دهند.
  3. از طریق ایجاد نیروی کار مولدتر و تقویت و افزایش دانش و مهارت‌هایی که تولید را افزایش می‌دهند: فرایند آموزش به افراد کمک می‌کند تا با استفاده از روش‌های ساده، فعالیت‌های بیشتر انجام دهند؛ همچنان آموزش مهارت افراد را افزایش داده و در بهبود کمیت و کیفیت تولیدات کمک می‌کند.
  4. از طریق ایجاد طبقه‌هایی از افراد تحصیل‌کرده برای پر کردن موقعیت‌های خالی در خدمات دولتی، شرکت‌های عمومی، حرفه‌ها و کسب‌وکارهای خصوصی.
  5. همچنان از طریق ایجاد اشتغال و فرصت‌های کسب درآمد برای معلمان، مدرسه‌سازان، کارگران ساختمانی، چاپ کتاب‌های درسی و… (محمدی، ۱۳۹۹).

 

نتیجه

عمده‌ترین معضل سد راه توسعه اقتصادی در افغانستان، بی‌سوادی توده‌های مردم است. همین بی‌سوادی توده‌ها سبب گردیده تا چالش‌های اقتصادی ـ اجتماعی در افغانستان اوج گیرد. تا زمانی هم که توجه به آموزش صورت نگیرد، هر روز بر شدت این چالش‌ها افزوده خواهد شد. آموزش به عنوان یکی از ارکان مهم انکشاف اقتصادی می‌تواند از شدت این چالش‌های موجود در جامعه افغانی بکاهد. در گام نخست، جمعیت افغانستان زمانی می‌توانند در روند توسعه اقتصادی تأثیرگذاری داشته باشند که خود توانمند شوند و این توانمندی از طریق آموزش ممکن می‌گردد.

مآخذ و منابع

  • باباجانی بابلی، محدثه و کشاورزی، علی (۱۳۹۷). گذری بر توسعه اقتصادی، نظریات و استراتیژی‌ها. مشهد: ارسطو.
  • رامزپور، محمد ابوالاحرار (۱۴۰۰). مشارکت اجتماعی و سیاسی زنان؛ “در روشنایی قطعنامه ۱۳۲۵ ملل متحد و برنامه‌های ملی. کابل: موسسه مطالعات اقتصادی و حقوقی افغانستان (AELSO).
  • عمید، حسن (۱۳۸۸). فرهنگ فارسی عمید. تهران: فرهنگ‌نما.
  • اکبری، محمد نعیم (۱۳۹۴). نقش علم و دانش در ترقی کشورها. قابل دسترس در: [https://www.ghazni.blog.ir](https://www.ghazni.blog.ir)
  • حسینی، محمد علی (۱۴۰۱). اهمیت نهاد آموزش و پرورش در جامعه. قابل دسترس در: [https://www.kelkein.com](https://www.kelkein.com)
  • کردی (۱۴۰۱). آموزش چیست؟ قابل دسترس در: [https://www.takmasocial.com](https://www.takmasocial.com)
  • محمدی، محمد (۲۰۲۰). مشکلات آموزش و پرورش در افغانستان. قابل دسترس در: [https://www.subhekabul.com](https://www.subhekabul.com)
  • محمدی، محمد داوود (۱۳۹۹). افغانستان در مسیر اقتصاد آموزش. قابل دسترس در: [https://www.dailyafghanistan.com](https://www.dailyafghanistan.com)

گندمینسایر مطالب

Avatar for گندمین

این‌جا، زنان می‌نویسند، هنر می‌آفرینند و جهان را از چشم‌انداز خود روایت می‌کنند.

دیدگاه وجود ندارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *