25

Woman Profile
نویسنده: ری‌را

شمارهٔ دوم مجلهٔ «گندمین» از یک نقطهٔ مشخص آغاز می‌شود: ۲۴ اسد ۱۴۰۰؛ روزی که برای بسیاری از زنان افغانستان، آغاز دوره‌ای تازه از محرومیت، ترس، بلاتکلیفی و از دست‌دادن بسیاری از چیزهایی بود که برای به‌ دست‌آوردن‌شان سال‌ها تلاش شده بود. «گندمین» در این شماره تلاش کرده است که جدا از سیاست و رویدادهای بزرگ و تاریخی و یا هر چیز دیگر، سراغ زنده‌گی زنانی برود که پیامدهای آن را در خانه، مکتب، دانشگاه، محل کار  و مهاجرت تجربه کرده‌اند.

محور اصلی این شماره، خاطره و روایت است؛ این باور که تاریخ فقط در کتاب‌های رسمی، گزارش‌های سیاسی و آمارها باقی نمی‌ماند. بخش مهمی از تاریخ در خاطرات آدم‌ها، در عکس‌های خانواده‌گی، در کتابچه‌های مکتب، در خانه‌های خالی، در بیک‌های بسته‌شده برای مهاجرت و حتا در سکوت کسانی که چیزی برای گفتن داشته‌اند اما امکان گفتنش را نداشته‌اند، ثبت می‌شود. از همین‌رو، «گندمین» به سراغ روایت‌ها و خاطره‌های شخصی و عادی و روزمره‌گیِ زنان رفته است تا تصویری انسانی‌تر از آن‌چه بر زنان افغانستان گذشته، ارائه کند.

در این شماره، شصت روایت و خاطره از زنان گرد آمده است؛ روایت‌ها و خاطره‌هایی که دو دورهٔ حاکمیت طالبان را در کنار هم قرار می‌دهند و از تجربهٔ دو نسل حرف می‌زنند. یکی از مهم‌ترین نکاتی که در «سخن نخست» نیز برجسته شده، همین پیوند میان دو دوره است: زنانی که در دههٔ هفتاد خورشیدی بخشی از کودکی و جوانی خود را در محدودیت گذراندند، امروز شاهدند که دختران و نواسه‌های‌شان با تجربه‌ای مشابه روبه‌رو شده‌اند. به این ترتیب، می‌توان گفت که مسئله برعلاوهٔ بازگشت یک وضعیت سیاسی، تکرار سرنوشتی است که از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود.

روایت‌های مجله بر اساس همین پیوندها در پنج بخش تنظیم شده‌اند.

 

  • بخش نخست، «زخم‌های موروثی»، بیشتر به تجربه‌هایی می‌پردازد که ریشه‌های‌شان به گذشته برمی‌گردد؛ تجربهٔ زنانی که پیش از این نیز محرومیت، ترس، مهاجرت، زندان، محدودیت و مبارزه را از سر گذرانده‌اند. عنوان این بخش به‌ خوبی نشان می‌دهد که بسیاری از رنج‌های امروز همان زخم‌های قدیمی‌اند که دوباره سر باز کرده‌اند. در این بخش، روایت‌هایی از زنانی می‌خوانیم که مسیر زنده‌گی‌شان از تحصیل و کار به خانه‌نشینی، مهاجرت یا مبارزهٔ پنهان تغییر کرده است؛ اما در کنار همهٔ این‌ها، میل به ماندن، ساختن و امیدواربودن نیز دیده می‌شود.
  • بخش دوم، «روایت روز سقوط»، به خودِ لحظهٔ فروپاشی و روزهای اطراف آن نزدیک‌تر می‌شود. اینجا با روایت زنانی روبه‌رو می‌شویم که سقوط را از میان جاده‌ها، خانه‌ها، آموزشگاه‌ها و زنده‌گی روزمرهٔ خود تجربه کرده‌اند. برای بعضی، آن روز پایان یک دورهٔ زنده‌گی بود و برای بعضی دیگر، آغاز فرار، مهاجرت و جدایی. عنوان‌هایی مانند «اما تو باور مکن»، «از آن شام به بعد»، «کابل، این سوی آب‌ها»، «چپرکت اندوه» و «روزی که با سقوط کابل، امیدهای‌مان نیز فرو ریخت» نشان می‌دهند که این بخش فقط دربارهٔ یک رویداد سیاسی نیست؛ دربارهٔ لحظه‌ای است که یک واقعیت بزرگ سیاسی وارد جریان زنده‌گی خصوصی و معمولی آدم‌ها می‌شود.
  • در بخش سوم، «پشت درهای بسته»، دوربین روایت‌ها از بیرون به فضای خانه برمی‌گردد. این بخش از زنده‌گی‌هایی می‌گوید که بعد از سقوط، پشت درهای بسته ادامه پیدا کردند؛ از رویاهایی که نیمه‌کاره ماندند، سال‌هایی که از دست رفتند، دخترانی که از مکتب بازماندند و زنانی که ناچار شدند جهان بیرون را با دیوارهای خانه عوض کنند. با این حال، «خانه» در این روایت‌ها جایی است که مقاومت در آن شکل می‌گیرد؛ جایی که آموزش، نوشتن، فکرکردن، ارتباط‌گرفتن و زنده نگه‌داشتن آرزوها به شکل‌های تازه ادامه پیدا می‌کند.
  • بخش چهارم، «جغرافیاهای ناچار»، مسیر روایت‌ها را از خانه و شهر به مرزها و سرزمین‌های دیگر می‌برد. مهاجرت در این بخش تجربهٔ بی‌وطنی، بی‌هویتی، دوری از خانواده، ساختن دوبارهٔ زنده‌گی و تلاش برای حفظ تعلقات گذشته هست. روایت‌هایی مانند «مرز میان من و وطنم»، «بی‌وطنی؛ برزخی میان هستی و نیستی»، «از کابل تا تهران و اسلام‌آباد» و «در میان مرزها و سرزمین بیگانه» نشان می‌دهند که برای بسیاری از زنان، سقوط گاهی به معنای از دست‌دادن معنای خانه بود.
  • و سرانجام، بخش پنجم، «سکوت»، به نظر می‌رسد یکی از سنگین‌ترین آن‌هاست. سکوت در اینجا شکل دیگری از روایت است. روایت زنانی که سال‌ها را با محدودیت گذرانده‌اند، از مقاومت‌های زیرزمینی گفته‌اند، از نسلی نوشته‌اند که بخشی از جوانی‌اش را از دست داده و در عین حال هنوز برای آینده جایی برای امید باقی گذاشته است. پایان‌بندی این بخش با عنوان «امید هنوز وجود دارد» نیز به نظرم اتفاقی نیست؛ «گندمین» نمی‌خواهد روایت زنان افغانستان را فقط با رنج و شکست به پایان برساند.

یکی از ویژه‌گی‌های مهم این شماره، کنار هم قرار گرفتن روایت‌هایی با سن، تجربه و جغرافیای متفاوت است. از دختر نوجوانی که کودکی‌اش در میان تغییرات سیاسی از او گرفته شده، تا زنی که سال‌ها پیش تجربهٔ نخستین دورهٔ طالبان را پشت سر گذاشته؛ از زنی که در افغانستان مانده تا کسی که ناچار به مهاجرت شده است. این تفاوت‌ها باعث شده‌اند «گندمین» مجموعه‌ای از صداها را کنار هم بگذارد که گاهی با هم تفاوت دارند، اما در نقطه‌ای مشترک به هم می‌رسند: تجربهٔ زیستن در سرزمینی که تصمیم‌های سیاسی، مستقیماً وارد خصوصی‌ترین بخش‌های زنده‌گی زنان شده است.

عکس‌های همراه روایت‌ها نیز در همین چارچوب اهمیت پیدا می‌کنند. آن‌ها بخشی از حافظه‌ای هستند که مجله تلاش می‌کند حفظ کند. عکس یک مکتب، یک خانه، یک چهره می‌تواند چیزی را ثبت کند که شاید بعدها در روایت‌های رسمی جایی برای آن باقی نماند.

در نهایت، شمارهٔ دوم «گندمین» را می‌توان تلاشی برای ثبت تاریخی دانست که به جای سیاستمداران و صاحبان قدرت، از زبان کسانی روایت می‌شود که پیامد تصمیم‌های آن‌ها را زنده‌گی کرده‌اند. اهمیت این شماره در این است که به زنان فرصت داده شده تجربهٔ خود را با زبان خودشان ثبت کنند. این روایت‌ها قرار نیست همهٔ واقعیت افغانستان را توضیح دهند و ادعای نماینده‌گی همهٔ زنان را هم ندارند اما می‌توان گفت که هرکدام بخشی از یک حافظهٔ جمعی‌اند.

شاید مهم‌ترین حرف «گندمین» همین باشد: تا وقتی روایت‌ها نوشته و خوانده می‌شوند، آنچه بر مردم گذشته کاملاً به سکوت و فراموشی سپرده نشده است. هر روایت، هر عکس و هر خاطره، بخشی از تاریخی است که ممکن است روزی کسی بخواهد انکارش کند. «گندمین» در این شماره تلاش کرده است پیش از آن روز، روایت‌هایی از سقوط، خانه، مهاجرت، سکوت، مقاومت و در میان همهٔ این‌ها، امید را ماندگار کند.

گندمینسایر مطالب

Avatar for گندمین

این‌جا، زنان می‌نویسند، هنر می‌آفرینند و جهان را از چشم‌انداز خود روایت می‌کنند.

دیدگاه وجود ندارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *