Photo by Wakil Kohsar/AFP

Photo by Wakil Kohsar/AFP


1212
مژگان فرامنش
شاعر و نویسنده

به باور من، مهم‌ترین هسته‌ی زندگی انسان آزادی است؛ زیرا در سایه‌ی آزادی است که می‌توان به رشد و تکامل دست یافت و آرزوها و رویاها را جامه‌ی عمل پوشاند. اما وقتی آزادی از انسان سلب شود، انگیزه و تلاش نیز به خاموشی می‌گراید. افغانستانِ امروز برای زنان جز زندانی بزرگ نیست؛ جایی که نه مکتب و دانشگاهی باقی مانده، نه اماکن تفریحی و نه حضور آزادانه در جامعه. از چنین سیاهی و انسدادی، هیچ انتظار روشنی نمی‌توان داشت. جامعه‌ای که زنان و دخترانش را از خود رانده، نفس کشیدن را بر آنان دشوار کرده و آینده را چون چاهی تاریک در برابرشان قرار داده، تن به وضعیتی بس تلخ و خفت‌بار داده است.

زنان افغانستان در دو دوره حکومت طالبان (از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ و از سال ۲۰۲۱ تاکنون) با محدودیت‌ها و چالش‌های گسترده‌ای روبه‌رو شده‌اند. هرچند سیاست‌های این گروه در هر دو دوره بر پایه‌ی تفسیری سخت‌گیرانه و تک‌بعدی استوار بوده است.

در نخستین دوره‌ی حکومت طالبان، زنان تقریباً از تمامی عرصه‌های اجتماعی حذف شدند. دختران از تحصیل در مکاتب و دانشگاه‌ها محروم ماندند و زنان اجازه اشتغال در بیشتر ادارات و نهادها را نداشتند. آنان بدون همراهی یکی از محارم اجازه خروج از خانه را نداشتند و موظف به پوشیدن برقع بودند. عدم رعایت این قوانین نیز با مجازات‌های سخت همراه بود. برآیند آن حاکمیت، افزایش فقر، وابستگی مطلق اقتصادی، کاهش سطح سواد و انزوای شدید اجتماعی زنان بود؛ زنانی که در پست‌های مختلف فعال بودند، ناگهان خانه‌نشین شدند و از کوچک‌ترین حقوق انسانی محروم گردیدند.

اکنون با به قدرت رسیدن دوباره‌ی این گروه از سال ۲۰۲۱، همان روزهای تاریک و تلخِ دوره‌ی نخست تکرار شده است. زنان و دخترانی که در بیست سال گذشته درس خواندند و تلاش کردند تا از راه تحصیل و دانش زندگی بهتری بسازند، بار دیگر خانه‌نشین شده‌اند. در چنین فضا و بستری، آسیب‌های عمیق روانی اجتناب‌ناپذیر است. وقتی نسل بعد در آغوش مادرانی پرورش یابد که از بنیادی‌ترین حقوق خود محروم بوده‌اند، برآیند نهایی آن جامعه‌ای ناآگاه، فقیر، بی‌سواد و درگیر با کشمکش‌های روحی و روانی خواهد بود.

با این حال، اگر مقایسه‌ای کوتاه میان این دو دوره داشته باشیم، متوجه می‌شویم که هرچند سیاست‌ها و ساختار ذهنی این حکومت تغییری نکرده، اما زنان و دختران امروز متفاوت‌اند؛ آنان آگاه‌ترند و از روحیه و توان مبارزه‌طلبی بیشتری برخوردارند. زنان امروز چه در خیابان‌ها و چه از طریق رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، امکان بیشتری برای طنین‌انداز کردن صدای خود در سطح بین‌المللی دارند. اعتراضات مدنی آنان، هرچند با سرکوب شدید مواجه شده، اما نسبت به گذشته گسترده‌تر و سازمان‌یافته‌تر است. در این میان، نقش رسانه‌ها را نیز نمی‌توان نادیده گرفت.

جامعه‌ای که نیمی از پیکر خود را در تمام ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و هنری به لبه‌ی پرتگاه بکشاند، هرگز روی پیشرفت و ترقی را نخواهد دید. حاکمیت سیاه این دو دوره، خسارات جبران‌ناپذیری به بار آورده است؛ دخترانی که در انزوا به سر می‌برند، تعادل روانی خویش را از دست می‌دهند، برخی دست به خودکشی می‌زنند و برخی دیگر تن به ازدواج‌های اجباری می‌دهند. با تداوم این وضعیت، هیچ آینده‌ی روشنی برای زنان متصور نیست؛ چراکه این ساختار، با آگاهی، تحصیل و آزادی زنان سر ناسازگاری دارد.

Gandominسایر مطالب

Avatar for Gandomin

جایی برای دیدن افغانستان از زاویهٔ تجربه‌های شخصی و اجتماعی؛ رسانه‌ای برای تبدیل زیستن به روایت و آگاهی جمعی.

دیدگاه وجود ندارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *