Photo: Google Gemini (AI)

Photo: Google Gemini (AI)


Man Profike
زهرا حسینی
نویسنده

کتاب «آرایش، مد و بهره‌کشی از زنان» اثری از جوزف هنسن، ایولین رید و ماری آلیس واترز است. این کتاب به بررسی ساختاری مفهوم «زنانگی» و بهره‌کشی از زنان در نظام مردسالاری و سیستم سرمایه‌داری می‌پردازد؛ تحلیلی بر اینکه چگونه معیارهای زیبایی در جامعه‌ی سرمایه‌داری تعیین می‌شوند و چرا کارفرمایان و رسانه‌های جمعی از رده‌های پایین تا بالا، از «راز و رمز زنانه» هواداری می‌کنند تا نقش زنان را در مسئولیت‌های خانوادگی محدود سازند.

این اثر پرسش‌های بنیادی و مهمی را مطرح می‌کند:
چگونه پیوستن زنان به نیروی کار، دیدگاه آنان را درباره‌ی خود و توانایی‌هایشان دگرگون ساخته است؟
این پدیده چه تأثیری بر نگرش مردان نسبت به زنان داشته است؟
مناسبات میان سیستم سرمایه‌داری و ستم بر زنان چگونه بازتولید می‌شود؟

و صاحبان ثروتمند صنعت مد و آرایش، چگونه از ناآگاهی زنان بهره می‌برند تا فرآورده‌های خود را بفروشند و سودهای کلان به دست آورند؟
بسیاری از هنجارها و آداب جامعه‌ی سرمایه‌داری، ساختگی و حتی بی‌رحمانه‌اند؛ از جمله آیین‌های زنان ثروتمند و کسانی که زیبایی را در افراطِ آرایش و مد جست‌وجو می‌کنند. اما درباره‌ی زنان عادی—خواه خانه‌دار، کارمند یا کارگر—زیبایی واقعی در جای دیگری نهفته است. آنان صرف‌نظر از آنکه چه میزان رنج دیده‌اند، در خط مقدم مبارزه برای ساختن دنیایی تازه‌تر و بهتر قرار دارند. زیبایی آنان در شخصیت، آگاهی و کنش‌هایشان جریان دارد، نه در آرایش‌های تجملاتی و افراطی. در آینده نیز از این زنان پیشرو و سرسخت که در برابر نظام مردسالار و سرمایه‌داری ایستاده‌اند، تجلیل خواهد شد؛ چراکه آیا زیبایی چیزی ژرف‌تر از آرایش نیست؟

البته زنان هنوز باید با تبعیض، پیش‌داوری‌ها، تعصبات، آزار و مزاحمت‌های جنسی در محیط کار و رده‌بندی‌های شغلیِ ناعادلانه‌ای که دستمزد آنان را پایین نگه‌می‌دارد، مبارزه کنند. اما درست با حضور و مبارزه در همین شغل‌ها است که زنان می‌توانند بر موقعیت اجتماعیِ نابرابر خود تأثیر بگذارند. حضور در بخش‌های صنعتی و تولیدی بهترین جایگاه است تا زنان بتوانند احترام دوطرفه و اعتماد متقابل را با مردان همکار ایجاد کنند، خویشتن‌باوری و آگاهی طبقاتی به دست آورند و بر نگرش کلی جامعه درباره‌ی نقش زنان اثر بگذارند.

روایت مردم‌شناختی؛ نمونه‌ای از طایفه‌ی زونی (Zuni)

نگاهی به جوامع دیگر نشان می‌دهد که نقش‌های جنسیتی، سرنوشتِ طبیعی و تغییرناپذیر انسان‌ها نیستند. برای نمونه، در میان «زونی‌ها» (یکی از قبایل بومی پویبلو که در آن قدرت و منزلت زنان برجسته است):

زمانی که مردی از کار روزانه به خانه برمی‌گردد، همسرش هر کاری داشته باشد رها می‌کند و به درگاه خانه می‌رود تا به او خوش‌آمد بگوید. زن آنچه را مرد آورده می‌گیرد و به درون خانه می‌برد و سپس غذا را آماده می‌سازد. این آیین‌ها نماد یک پیوند اقتصادی است. خانه متعلق به زن است و او با شوهر خود همچون یک «مهمان» برخورد می‌کند. مرد نیز فرآورده‌های کشتزار و دامداری را می‌آورد که به محض عبور از آستانه‌ی در، جزو دارایی زن محسوب می‌شوند. اگر زن یکی از این آیین‌ها را کنار بگذارد، مرد آن را نشانه‌ای می‌داند که زن دیگر او را به عنوان همسر نمی‌نگرد.

این وابستگی متقابل اقتصادی، از نیروهای اصلی استوارکننده‌ی زندگی خانوادگی است. گرچه زونی‌ها ممکن است بارها همسر خود را تغییر دهند، اما ساختارِ «زن، مرد و فرزند» برپا می‌ماند و هیچ مرد یا زنِ تنها، پیردختر، یا فرزندِ رهاشده‌ای در میان آنان یافت نمی‌شود.

تحلیل نهایی: پیوند ستم بر زنان و ساختار اقتصادی

در جامعه‌ی مردسالار، ستم بر زنان تنها محدود به محیط خانه یا روابط شخصی نیست، بلکه در ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و محیط کار نیز بازتولید می‌شود. مردسالاری با تقسیم سنتیِ نقش‌ها، زنان را به وظایف مراقبتی و خانگی محدود کرده و مردان را به عنوان نان‌آور و صاحبان اصلی قدرت معرفی می‌کند.

تبعیض اقتصادی و آزار جنسی: ورود زنان به بازار کار به خودی خود به معنای رهایی کامل نیست، چراکه ساختارهای مردسالارانه تبعیض‌های خانه را در محیط کار نیز بازتولید می‌کنند؛ از دستمزدهای کمتر گرفته تا ناامنی شغلی. همچنین آزار جنسی در محیط کار، نه صرفاً یک مسئله‌ی اخلاقیِ فردی، بلکه ابزاری ساختاری برای اعمال قدرت و کنترل بر بدن و وضعیت کاری زنان است.

پیوند جنبش زنان و جنبش کارگری: تبعیض جنسی با تضعیف اتحاد کارگران و پایین نگه‌داشتن سطح دستمزدها، به سود کارفرمایان تمام می‌شود. بنابراین مبارزه با تبعیض جنسیتی، بخش جدایی‌ناپذیر مبارزه برای عدالت اجتماعی و حقوق کارگران است.

ارتقای آگاهی و چالش «کار دوگانه»: حضور در عرصه تولید به زنان اعتمادبه‌نفس و آگاهی طبقاتی می‌دهد و تصویر زنِ وابسته را در ذهن مردان می‌شکند.

با این حال، باید نگاهی انتقادی داشت: اگر استقلال اقتصادی با تغییر در تقسیم کار خانگی همراه نباشد، زن با «دوگانگی کار» (کار مزدی در بیرون و کار بی‌مزد در خانه) روبرو خواهد شد.

تغییرپذیری ساختارها: نمونه‌ی قبیله‌ی زونی به‌روشنی نشان می‌دهد که مفهوم مالکیت، قدرت و نقش‌های خانوادگی محصول فرهنگ و ساختار اجتماعی‌اند، نه امری ذاتی و سرنوشتِ تغییرناپذیر.

نتیجه‌گیری:

زیبایی، ارزش و جایگاه زن نباید در ظاهر، آرایش و معیارهای تحمیلیِ بازار و جامعه‌ی مردسالار تعریف شود. زیبایی واقعی را باید در توانمندی، آگاهی، استقلال و مبارزه‌ی زنان برای ساختن جامعه‌ای عادلانه‌تر دید. زن زمانی از سلطه‌ی مردسالاری و استثمار اقتصادی رها می‌شود که نه به عنوان کالا یا نیروی کار ارزان، بلکه به عنوان انسانی آزاد، آگاه و دارای حقوق برابر شناخته شود.

Gandominسایر مطالب

Avatar for Gandomin

جایی برای دیدن افغانستان از زاویهٔ تجربه‌های شخصی و اجتماعی؛ رسانه‌ای برای تبدیل زیستن به روایت و آگاهی جمعی.

دیدگاه وجود ندارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *