عکس تزیینی؛ طراحی‌شده توسط Google Gemini (AI)

الف و لایتناهی

اطرافش را نگاه می‌کند. پشت میز نشسته است؛ هوا ابری است و هنوز شام نشده. او تنها در این اتاق، به کمیپوترِ روبه‌رویش خیره شده است. صدای عبور موتر‌ها، موتورسیکلت‌ها و جیغ دست‌فروشان است که لحظه‌ای خاموش نمی‌شود. از میز دور می‌شود و سوی آینه می‌رود. بیشتر به آن «عروس مرده‌گان» شباهت داشت؛ ریملی که روی گونه‌هایش پخش شده بود، چشم‌های بی‌روح و پُف کرده‌ای که هیچ احساسی نداشتند و مو‌هایی که به شلخته‌ترین شکل ممکن روی‌شانه‌هایش ریخته بودند. ... ادامه مطلب
عکس تزیینی؛ طراحی‌شده توسط Google Gemini (AI)

شخصیت‌های فرعی یک داستان ناواحد

چند روز پیش در بازار قدم می‌زدم. ازدحام آدم‌ها مثل همیشه جاری بود؛ چهره‌هایی که می‌آمدند و می‌رفتند، صداهایی که در هم گره می‌خوردند و زندگی‌هایی که برای لحظه‌ای از کنار هم عبور می‌کردند. مردی با شتاب از میان جمعیت می‌گذشت، زنی دست کودکش را گرفته بود و پیرمردی مقابل ویترین یک دکان ایستاده بود. هیچ‌کدام را نمی‌شناختم. شاید دیگر هرگز هم نبینمشان. با این حال، ذهنم به همین ناآشنایی رضایت نمی‌داد. ... ادامه مطلب
25 4 1200x500

سمفونی مردگان؛ مرثیهٔ خانه‌های ویرانگر

«سمفونی مردگان» را چند روز قبل بستم و حس می‌کردم گویی از مراسم تشییع چند انسان برگشته‌ام؛ انسان‌هایی که پیش از مرگ، بارها در سکوت کشته شده بودند. «سمفونی مردگان» فقط داستان مرگ چند نفر نیست؛ مرثیهٔ نسلی است که زیر بار جهل، تعصب و حسادت، آرام‌آرام خاموش شد. کتابی که بعد از تمام شدنش، اندوهش تمام نمی‌شود؛ در گوشه‌ای از قلبت می‌ماند و هر از گاهی، بی‌صدا خودش را به یادت می‌آورد. ... ادامه مطلب
عکس تزیینی / AHMAD SAHEL ARMAN / AFP

در جستجوی رهایی

نیمه‌شب برمی‌خیزی و هق‌هق گریه سر می‌دهی. خودت هم نمی‌دانی چه شده است. با خود می‌گویی: مگر انسان بدون دلیل چنین حالی پیدا می‌کند؟ و پاسخ می‌دهی: نه، البته که انسان بی‌دلیل نمی‌گرید. این نشان می‌دهد هنوز زخم‌های روانی و تروما در تو وجود دارد؛ زخم‌هایی که زمان می‌برد تا التیام یابند. غیرممکن است که یک‌باره برخیزی و تصمیم بگیری کاملاً خوب شوی. ... ادامه مطلب