عکس تزیینی / AHMAD SAHEL ARMAN / AFP

در جستجوی رهایی

نیمه‌شب برمی‌خیزی و هق‌هق گریه سر می‌دهی. خودت هم نمی‌دانی چه شده است. با خود می‌گویی: مگر انسان بدون دلیل چنین حالی پیدا می‌کند؟ و پاسخ می‌دهی: نه، البته که انسان بی‌دلیل نمی‌گرید. این نشان می‌دهد هنوز زخم‌های روانی و تروما در تو وجود دارد؛ زخم‌هایی که زمان می‌برد تا التیام یابند. غیرممکن است که یک‌باره برخیزی و تصمیم بگیری کاملاً خوب شوی. ... ادامه مطلب
عکس تزیینی / WAKIL KOHSAR / AFP

مرگ و زندگی نزیسته

این یادداشت را در حالی می‌نویسم که با تماشای غروب آفتاب، حسی از پایان تمام وجودم را دربرگرفته است. من و شما، همه می‌دانیم که روزی خواهیم مرد، اما کمتر پیش می‌آید که واقعاً به این سرنوشت غایی فکر کنیم. با وجود حضور پررنگ مرگ در دین، فلسفه، ادبیات و هنر، در زندگی روزمره معمولاً به مرگ نمی‌اندیشیم و تا جای ممکن از فکر کردن به آن دوری می‌کنیم؛ انگار که مرگ از ما خیلی دور است، یا فقط برای دیگران اتفاق می‌افتد. ... ادامه مطلب
25 1200x500

چرا غم رونالدو بیشتر دیده شد، اما شادی مسی کمتر؟

من یک هوادار جدی فوتبال نیستم. از آن‌هایی هم نیستم که ساعت‌ها درباره آمار بازیکنان، تعداد گل‌ها، بحث کنم و تمام رکوردها را حفظ باشم یا برای مقایسه دو بازیکن فهرستی از اعداد و جام‌ها آماده کنم. اما گاهی یک لحظه از یک مسابقه، یک واکنش انسانی یا یک تصویر کوتاه، چیزی را در ذهنم روشن می‌کند که دیگر فقط مربوط ورزش نیست. برای من همین لحظه ها یک سؤال بود: چرا ما گاهی درباره غم یک قهرمان بیشتر حرف می‌زنیم تا درباره شادی او؟ چرا ناراحتی یک انسان مشهور، شکست او، اشک‌های او یا لحظه‌ای که احساس می‌کنیم شکسته شده است، بیشتر از لحظه‌های موفقیت‌اش در ذهن ما می‌ماند؟ ... ادامه مطلب
10 3 1200x500

چارگرد قلا گشتم

دقیقاً به یاد دارم که برای پیدا کردن این کتاب چه اندازه تقلا کرده بودم. شاید برای دیگران یافتن آن کار دشواری نبود، اما دست روزگار این کتاب را برای من کمیاب کرده بود. کتاب‌فروشی‌های آنلاین و کتابخانه‌های بسیاری را جست‌وجو کردم، اما خبری از کتاب نبود که نبود. تنها نام آن در ذهن و بر زبانم جاری بود و گاه در میان رقص لباس‌ها و لابه‌لای موها و خیال‌بافی‌هایم از آن یاد می‌کردم. ... ادامه مطلب