
در سالهای اخیر، صحبت درباره قاعدگی بیش از گذشته وارد گفتوگوهای عمومی شده است. در شبکههای اجتماعی، رسانهها، کمپینهای آگاهیرسانی و حتی تبلیغات، تلاشهای زیادی صورت گرفته تا این باور قدیمی به چالش کشیده شود که قاعدگی موضوعی شرمآور، پنهانکردنی یا نشانه ضعف است. بسیاری از زنان با صدای بلند گفتهاند که پریود یک فرایند طبیعی بدن است و نباید به خاطر آن احساس خجالت کنند. این تغییر مهمی است اما هنوز کامل نشده است.
در افغانستان، قاعدگی همچنان در بسیاری از خانوادهها و محیطهای اجتماعی با سکوت، خجالت، اطلاعات نادرست و تابو همراه است. یونیسف افغانستان در گزارشی که در ۲۷ می ۲۰۲۱ منتشر کرد، نوشت که در فرهنگ محافظهکار افغانستان قاعدگی در بسیاری از موارد یک تابو محسوب میشود و برخی دختران آن را با چیزهایی منفی، شرمآور یا حتی «کثیف» مرتبط میکنند. بر اساس یک نظرسنجی U-Report که در همان گزارش به آن استناد شده، بیش از نیمی از دختران گفته بودند که نخستین قاعدگی خود را بدون آگاهی قبلی از آنچه قرار است اتفاق بیفتد تجربه کردهاند. همچنان یونیسف افغانستان پیشتر نیز در گزارشی در ۵ جولای ۲۰۱۷ از باورهای نادرست و محدودیتهای مرتبط با قاعدگی در برخی مناطق افغانستان نوشته بود، از جمله اینکه دختران و زنان ممکن است به دلیل قاعدگی با شرم، سکوت، محدودیتهای خانوادگی و حتی کنار گذاشته شدن از برخی فعالیتها روبهرو شوند. بنابراین هنوز برای بسیاری از زنان، مسئله این است که بتوانند بدون ترس و شرم بگویند: «من پریود هستم.»
اما در کنار این تلاش برای از بین بردن شرم، شکل دیگری از کلیشه نیز وجود دارد؛ کلیشهای که شاید در نگاه اول کاملاً متفاوت به نظر برسد. اگر زمانی زن مجبور بود پریود شدنش را پنهان کند تا دیگران درباره او قضاوت نکنند، امروز ممکن است در شرایطی دیگر، دانستنِ پریود بودن او به ابزاری برای بیاعتبار کردن حرف و احساسش تبدیل شود. یعنی زن دیگر فقط از پریود بودنش خجالت نمیکشد، بلکه ممکن است از این بترسد که اگر دیگران بفهمند پریود است، حرفش را جدی نگیرند. چرا؟ چون میداند اگر عصبانی شود، اعتراض کند یا از چیزی ناراحت شود، شاید به جای شنیدن حرفش، کسی بگوید: «مگر پریودی؟»، «کارش نگیرید، این روزها اعصاب ندارد»، یا هم «احساساتی نشو، میدانیم که پریود هستی.»
این جملهها ممکن است گاهی به شکل شوخی گفته شوند و همیشه هم لزوماً با قصد آگاهانه برای تحقیر همراه نباشند؛ اما مسئله فقط نیت گوینده نیست، باید دید این جمله در عمل چه اتفاقی برای حرف زن ایجاد میکند.
فرض کنید زنی در محیط کار، دانشگاه، خانواده یا جمع دوستان نسبت به یک بیاحترامی اعتراض میکند؛ کسی با او بد صحبت کرده، رفتاری توهینآمیز داشته یا حقی از او نادیده گرفته شده است. زن عصبانی میشود و اعتراض میکند، اما به جای اینکه درباره رفتار اتفاقافتاده صحبت شود، یکباره کسی میگوید: «فعلاً کار نگیرید، روزهای اول پریودش است.» در همان لحظه، موضوع تغییر میکند؛ دیگر سؤال این نیست که «چه اتفاقی افتاد؟» یا «آیا واقعاً با او بیاحترامی شد؟»، بلکه سؤال تبدیل میشود به اینکه «آیا این واکنش فقط به خاطر پریود بودن اوست؟» و همینجا یک واقعیت طبیعی بدن میتواند به ابزاری برای کنار گذاشتن حرف زن تبدیل شود.
زن ممکن است واقعاً از رفتار طرف مقابل ناراحت شده باشد، ممکن است به او بیاحترامی شده باشد، ممکن است حقی از او ضایع شده باشد، یا ممکن است حرفی شنیده باشد که هر انسان دیگری را نیز عصبانی میکرد. اما به محض اینکه کسی بداند او پریود است، همه این زمینهها ممکن است کنار گذاشته شوند؛ گویا قاعدگی توضیح کافی برای نشنیدن حرف اوست.
برای فهم بهتر این مسئله باید میان دو موضوع تفاوت بگذاریم: شناخت تأثیرات واقعی قاعدگی و استفاده از قاعدگی برای قضاوت درباره شخصیت و اعتبار یک زن. قاعدگی یک فرایند زیستی است و میتواند برای برخی افراد با درد، خستگی، تغییرات خلقی یا علائم دیگر همراه باشد. این تجربهها واقعیاند و نباید نادیده گرفته شوند. سازمان جهانی بهداشت نیز تأکید میکند که تجربه قاعدگی در افراد متفاوت است و برخی افراد ممکن است درد یا علائم جسمی و روانی قابلتوجهی را تجربه کنند. در عین حال، WHO تأکید میکند که سلامت قاعدگی فقط به مسائل جسمی محدود نیست و افراد باید بتوانند بدون نگاه منفی و تبعیض زندگی کنند، درباره قاعدگی اطلاعات درست داشته باشند و در فعالیتهای اجتماعی و روزمره خود مشارکت کنند.
اما از آن طرف، این نتیجه نیز علمی نیست که «اگر زنی پریود است، پس احتمالاً حرفش منطقی نیست.» این دو ادعا کاملاً متفاوتاند. یک زن میتواند همزمان پریود باشد و از یک رفتار واقعاً توهینآمیز ناراحت شده باشد؛ میتواند خسته باشد و در عین حال درست تشخیص دهد که حقی از او ضایع شده است؛ میتواند تغییرات خلقی را تجربه کند و همچنان درباره یک مسئله واقعی اعتراض داشته باشد؛ و البته ممکن است اصلاً پریود نباشد و باز هم عصبانی شود. بنابراین، صرف دانستن اینکه یک زن در دوران قاعدگی قرار دارد، به ما نمیگوید که آیا اعتراض او درست است یا غلط.
گلوریا استاینم، نویسنده و فعال شناختهشده فمینیست آمریکایی، در سال ۱۹۷۸ مقالهای طنزآمیز با عنوان «اگر مردان قاعدگی میکردند» (If Men Could Menstruate) منتشر کرد. ایده استاینم یک آزمایش فکری طنزآمیز است: اگر به جای زنان، مردان قاعدگی میکردند، جامعه درباره قاعدگی چه معنایی میساخت؟ استاینم در این دنیای فرضی تصور میکند که قاعدگی به جای آنکه نشانهای شرمآور یا ضعف تلقی شود، میتوانست به نشانهای از افتخار و حتی برتری مردانه تبدیل شود. مردان درباره مدت و شدت قاعدگی خود صحبت میکردند و آغاز قاعدگی میتوانست به عنوان نشانهای از ورود به مردانگی جشن گرفته شود. او نشان میدهد که معنای اجتماعی یک واقعیت طبیعی بدن، میتواند تحت تأثیر نگاه جامعه و روابط قدرت قرار بگیرد.
قاعدگی به خودی خود نمیگوید که یک زن چقدر منطقی، توانمند یا شایسته شنیده شدن است. اگر جامعه قاعدگی را نشانه ضعف بداند، ممکن است زن را به خاطر پریود بودن محدود کند؛ و اگر جامعه قاعدگی را به عنوان توضیحی برای «احساساتی بودن» زن به کار ببرد، ممکن است همان واقعیت طبیعی بدن را به وسیلهای برای بیاعتبار کردن او تبدیل کند. در هر دو حالت، مشکل فقط خود قاعدگی نیست؛ معنایی است که جامعه به آن اضافه میکند.
بدون شک همه ما این جمله را شنیدهایم: «احساساتی نشو.» اما وقتی مخاطب زن باشد، گاهی این جمله شکل دیگری پیدا میکند و در اینجا دیگر «احساساتی بودن» فقط توصیف یک حالت نیست، بلکه میتواند تبدیل به راهی برای بیاهمیت جلوه دادن حرف زن شود. زن عصبانی میشود و میگوید: «این حرفت من را ناراحت کرد و تو حق نداری با من چنین حرف بزنی!»، اما به جای اینکه طرف مقابل بپرسد چرا، ممکن است بشنود: «این روزها زیاد حساس شدی.» و اگر مشخص باشد که او پریود است، ممکن است پاسخ بشنود: «خوب معلوم است دیگر، چون پریود هستی.» در این حالت، به جای اینکه درباره محتوای حرف زن گفتوگو شود، یک توضیح آماده ارائه میشود: هورمونها. این توضیح ممکن است گاهی درست باشد، اما مشکل زمانی آغاز میشود که بدون بررسی ماجرا، به عنوان پاسخ قطعی استفاده شود. اگر واقعاً کسی بیاحترامی کرده باشد، گفتن «پریود است» مسئله را حل نمیکند؛ اگر تصمیمی ناعادلانه بوده باشد، قاعدگی زن آن تصمیم را عادلانه نمیکند؛ و اگر حرف یک زن درست باشد، دانستن اینکه او پریود است دلیل علمی برای نادیده گرفتن آن نیست.
عبارتهایی مثل «مگر پریود هستی؟» یا «خیر، اینبار جدی نمیگیرم حرفت را چون پریود هستی و اعصاب نداری»، ممکن است در بسیاری از موارد به شکل شوخی گفته شوند. اما تکرار یک شوخی میتواند یک تصویر ذهنی را نیز بازتولید کند؛ تصویری که در آن، زن عصبانی «غیرمنطقی» است، زنی که اعتراض میکند «زیادی احساسی» است، زنی که ناراحت است «هورمونی» است و زنی که پریود است شاید از ابتدا نباید خیلی جدی گرفته شود. البته نمیتوان گفت هر فردی که چنین جملهای به زبان میآورد الزاماً قصد تبعیض یا تحقیر دارد، اما اثر یک کلیشه همیشه به نیت فرد گوینده محدود نمیشود. وقتی یک الگوی زبانی بارها تکرار شود، میتواند به یک واکنش عادی و خودکار تبدیل شود؛ واکنشی که به جای بررسی رفتار و شرایط، ابتدا به بدن زن نگاه میکند. و این همان جایی است که یک شوخی ساده میتواند بخشی از یک الگوی بزرگتر شود.
و اینجاست که شرم، شکلش را عوض میکند. سالها تلاش شده به زنان گفته شود از پریودتان خجالت نکشید؛ اما اگر همان زن بعداً بگوید: «من پریودم، ولی از رفتاری که با من شد ناراحتم» و پاسخ بشنود: «پس به خاطر همین پریودی اینقدر عصبی شدی»، چه اتفاقی افتاده است؟ زن از یک طرف تشویق شده که بدن خود را پنهان نکند، اما از طرف دیگر یاد گرفته است که ممکن است همین اطلاعات علیه خودش استفاده شود. در نتیجه ممکن است زنی که زمانی قاعدگی را به دلیل شرم پنهان میکرد، امروز نیز آن را پنهان کند، اما دلیلش کمی متفاوت باشد؛ قبلاً شاید میترسید دیگران بگویند «پریود شده»، امروز شاید بترسد بگویند «پریود است، پس حرفش را جدی نگیر.»
اینجاست که باید میان کاهش شرم و کاهش کلیشه تفاوت بگذاریم. ممکن است جامعه درباره قاعدگی بیشتر صحبت کند، اما هنوز زنان را به دلیل قاعدگی قضاوت کند. ممکن است اطلاعات درباره چرخه قاعدگی افزایش پیدا کند، اما همان اطلاعات در بعضی موقعیتها به عنوان ابزاری برای بیاعتبار کردن زن به کار رود. آگاهی زمانی واقعاً پیشرفت است که شناخت بیشتر درباره بدن، به احترام بیشتر به صاحب آن بدن منجر شود، نه اینکه بدن او را به توضیحی آماده برای رفتارهایش تبدیل کند.
در افغانستان این مسئله پیچیدهتر است؛ زیرا نمیتوان گفت جامعه افغانستان یکدست از تابوی قاعدگی عبور کرده و حالا فقط با شکل جدیدی از کلیشه روبهرو است، بلکه هر دو وضعیت میتوانند همزمان وجود داشته باشند. هنوز دخترانی هستند که نخستین قاعدگی خود را بدون اطلاع قبلی تجربه میکنند؛ هنوز خانوادههایی هستند که درباره قاعدگی با دختران خود صحبت نمیکنند و هنوز باورهای نادرستی درباره غذا، شستوشو، فعالیتهای روزمره و رفتار زنان در دوران قاعدگی وجود دارد. گزارش یونیسف افغانستان در سال ۲۰۱۷ نمونههایی از همین باورها و محدودیتها را ثبت کرده است و گزارش سال ۲۰۲۱ نیز تأکید میکند که زنان و دختران در افغانستان همچنان به دلیل نگاه منفی، باورهای نادرست و تابوهای مرتبط با قاعدگی ممکن است با طرد و تبعیض روبهرو شوند. بنابراین، وقتی درباره شکل دیگری از کلیشه صحبت میکنیم، نباید تصور کنیم که این کلیشه جایگزین کامل شرم قدیمی شده است؛ ممکن است زنی هنوز از اینکه کسی بفهمد پریود است خجالت بکشد و همزمان نگران باشد که اگر کسی بفهمد، حرفش را جدی نگیرد. در هر دو حالت، بدن زن میتواند به موضوعی برای قضاوت اجتماعی تبدیل شود.
و نباید فراموش کنیم که شناخت بدن زنان با تقلیل زنان به بدنشان فرق دارد. نقد این کلیشه به معنای انکار تجربههای واقعی زنان نیست. قاعدگی میتواند با درد، خستگی، تغییرات خلقی و علائم دیگر همراه باشد؛ برخی افراد نیز در چرخه قاعدگی با علائم شدیدتری روبهرو میشوند که نیازمند مراجعه به داکتر است. سازمان جهانی بهداشت نیز بر اهمیت دسترسی به اطلاعات دقیق، مراقبت مناسب و امکان زندگی بدون نگاه منفی مرتبط با قاعدگی تأکید کرده است. بنابراین نباید به زنی که در دوران قاعدگی حال خوبی ندارد گفت همهاش توهم است؛ اما از طرف دیگر نیز نباید هر احساس، اعتراض یا عصبانیت زن را به قاعدگی نسبت داد. شناخت بدن زنان با تقلیل زنان به بدنشان یکی نیست. اگر زن میگوید «از این رفتار ناراحت شدم»، باید ابتدا شنید که چه رفتاری اتفاق افتاده است؛ اگر میگوید «به من بیاحترامی شد»، باید بررسی کرد که آیا واقعاً بیاحترامی شده است. اگر اعتراضش منطقی است، پریود بودنش چیزی از اعتبار اعتراضش کم نمیکند. حتی اگر قاعدگی یا علائم مرتبط با چرخه قاعدگی در احساس او نقش داشته باشد، این موضوع به خودی خود ثابت نمیکند که اعتراض او بیدلیل یا نادرست است؛ یک انسان میتواند همزمان تحت تأثیر وضعیت جسمی خود باشد و نسبت به یک اتفاق واقعی واکنش نشان دهد و این دو با هم تناقضی ندارند.
حالا بیایید از زاویه دیگری ببینیم: اگر مردی عصبانی شود و بگوید «این رفتار تو بیاحترامی بود»، آیا اولین واکنش معمولاً این است که بپرسیم هورمونهایت مشکل دارد؟ اگر مردی در محیط کار از یک تصمیم ناعادلانه اعتراض کند، آیا نخستین توضیحی که برای عصبانیتش پیدا میکنیم این است که حتماً تغییرات هورمونی دارد؟ معمولاً نه؛ ابتدا به اتفاق نگاه میکنیم، به حرفش، به رفتار طرف مقابل و به زمینه ماجرا. اما وقتی درباره یک زن صحبت میکنیم، گاهی بدنش پیش از حرفش وارد قضاوت میشود. این تفاوت مهم است؛ مسئله این نیست که زنان بدن ندارند یا بدنشان بر تجربه آنها اثر نمیگذارد، مسئله این است که نباید بدن زن به میانبری برای نشنیدن حرف او تبدیل شود.
قاعدگی نباید توضیح آماده برای همهچیز باشد. شاید یکی از سادهترین راهها برای جلوگیری از این کلیشه این باشد که وقتی زنی ناراحت یا عصبانی است، به جای جستوجوی سریع علت در بدن او، ابتدا خود موقعیت را بررسی کنیم: چه اتفاقی افتاده؟ چه کسی چه حرفی زده؟ آیا رفتاری ناعادلانه یا توهینآمیز رخ داده است؟ و آیا زن حق دارد ناراحت باشد؟ این سؤالها بسیار مهمتر از این هستند که در لحظه اول بدانیم او پریود است یا نه. قاعدگی ممکن است بخشی از تجربه یک زن باشد، اما تمام تجربه او نیست. یک زن فقط چرخه قاعدگیاش نیست؛ او ممکن است همزمان کارمند، دانشجو، مادر، دوست، همسر، خواهر، مدیر یا هر نقش دیگری داشته باشد و مهمتر از همه، وقتی سخن میگوید باید بتوانیم میان محتوای سخنش و وضعیت جسمیاش تفاوت بگذاریم.
و در کل، شاید مسئله اصلی این نباشد که آیا قاعدگی میتواند بر احساسات و حال جسمی زن تأثیر بگذارد یا نه؛ پاسخ این است که برای برخی افراد، قاعدگی میتواند با علائم جسمی و روانی همراه باشد. مسئله اصلی این است که چرا این واقعیت باید به مجوزی برای نشنیدن زن تبدیل شود؟ ما حق داریم درباره بدن زنان آگاه باشیم، حق داریم درباره قاعدگی آموزش ببینیم و حق داریم تابوی آن را بشکنیم؛ اما در کنار همه اینها باید یاد بگیریم که بدن زن را به توضیحی آماده برای رفتار او تبدیل نکنیم. زن ممکن است پریود باشد و کاملاً منطقی حرف بزند، ممکن است پریود باشد و حق داشته باشد عصبانی باشد، یا ممکن است پریود نباشد و باز هم عصبانی باشد. در هر سه حالت، اعتبار حرف او باید بر اساس حرف، رفتار و واقعیت موقعیت بررسی شود، نه صرفاً بر اساس وضعیت قاعدگی او.
پس شاید پیش از اینکه بپرسیم «مگر پریود هستی؟»، بهتر باشد یک سؤال سادهتر بپرسیم:
«چه اتفاقی افتاده که ناراحت هستی؟»
شاید همین تفاوت کوچک، فاصله میان شناخت بدن زن و استفاده از بدن زن برای بیاعتبار کردن خودش باشد؛ زیرا قرار نیست با از بین بردن شرم قاعدگی، فقط شکل دیگری از محدودیت را به وجود بیاوریم. قرار است زن بتواند درباره بدنش بدون شرم حرف بزند و در عین حال، وقتی حرف میزند، به خاطر بدنش کمتر جدی گرفته نشود.


دیدگاه وجود ندارد