گندمیندیدن مطالب

Avatar for گندمین

این‌جا، زنان می‌نویسند، هنر می‌آفرینند و جهان را از چشم‌انداز خود روایت می‌کنند.

007 1200x500

سایه‌های شب

این نخستین اثر از ناتورالیست‌ها بود که خواندم و گمانم با بنیادگذار این مکتب -امیل زولا- آغاز کردم؛ کسی‌ که خود از پیروان بالزاک بوده و بعدها توانسته سبکی را رقم بزند که تحول بزرگی را در ادبیات داستانی رقم زد. در کتاب «نظریات ادبی» اثر «دوکتور محمدصالح راسخ»، از این مکتب به صورت گذرا و با درج فهرستی از مشخصات یادآوری شده است که با خواندن آن‌ها و طرز توصیفی که از این مکتب شده بود، حسی برایم دست داد که گویا این مکتب، مکتبی ناکام باشد. ... ادامه مطلب
25 1200x500

چرا غم رونالدو بیشتر دیده شد، اما شادی مسی کمتر؟

من یک هوادار جدی فوتبال نیستم. از آن‌هایی هم نیستم که ساعت‌ها درباره آمار بازیکنان، تعداد گل‌ها، بحث کنم و تمام رکوردها را حفظ باشم یا برای مقایسه دو بازیکن فهرستی از اعداد و جام‌ها آماده کنم. اما گاهی یک لحظه از یک مسابقه، یک واکنش انسانی یا یک تصویر کوتاه، چیزی را در ذهنم روشن می‌کند که دیگر فقط مربوط ورزش نیست. برای من همین لحظه ها یک سؤال بود: چرا ما گاهی درباره غم یک قهرمان بیشتر حرف می‌زنیم تا درباره شادی او؟ چرا ناراحتی یک انسان مشهور، شکست او، اشک‌های او یا لحظه‌ای که احساس می‌کنیم شکسته شده است، بیشتر از لحظه‌های موفقیت‌اش در ذهن ما می‌ماند؟ ... ادامه مطلب
009 1200x500

از صدا تا سکوت؛ مرور تحلیلی هفتاد خاطره از حضور و حذف دختران مکتب افغانستان

نشریهٔ «گندمین» در نخستین شمارهٔ خود، هفتاد خاطره از دختران افغانستان را «در بازه‌ای نزدیک به هفت دهه، از سال ۱۳۳۰ تا ۱۴۰۰ خورشیدی» گردآوری کرده است. این خاطرات در شرایطی منتشر می‌شوند که افغانستان، تنها کشوری در جهان است که دختران را از تحصیل، کار و داشتن یک زنده‌گی عادی بازداشته است. در چنین شرایطی، نوشتن دیگر امری تفننی یا صرفاً هنری نیست؛ بلکه شورشی است علیه سکوت و فراموشی، ایستاده‌گی در برابر انکار، و مقاومتی فرهنگی است در برابر ستم، تا رنج این اسارت و شکوه این ایستاده‌گی از حافظهٔ تاریخ ما پاک نشود. نوشتار حاضر به مرور و واکاوی این خاطرات در سه محور اصلی (آسیب‌شناسی نظام آموزشی، نوستالژی و زیبایی‌های مکتب و مرور ساختاری خاطرات) می‌پردازد. ... ادامه مطلب
008 1 1200x500

خوانشی از یک غزل لیمه آفشید

لیمه آفشید یکی از شاعران معاصر افغانستان است که بیشتر در تن‌پوشهٔ غزل طبع‌آزمایی کرده است. غزل‌های او از لطافت و تغزل طبیعی برخوردارند. در شعر او، پیوند و مناسبت تمام اشیا با همدیگر به‌خوبی حفظ شده است. علاوه بر این، او در گره‌زدن رنج‌های انسانی در بدنهٔ تکنیک‌های دست‌وپاگیر شعر نیز تا حدودی موفق بوده است. به قول تئودورف، ادبیات انکار از دیدن واقعیت‌های موجود نیست؛ بلکه ادبیات، علاوه بر دیدن واقعیت‌های موجود، گشودن چشم‌اندازهای جدید به سوی واقعیت‌های ممکن دیگر نیز است. در شعرهای آفشید نیز تلخی، رنج و ملال انسان مدرن به شکل رقیق آن شناور است؛ طوری که خواننده در بسیاری از موارد با یک‌بار خواندن شعرش، این طعم را زیر زبانش حس نمی‌کند. قبل از این‌که سخن بسیار به اطناب بگراید، غزلی از او را با هم می‌خوانیم. ... ادامه مطلب