گندمیندیدن مطالب

Avatar for گندمین

این‌جا، زنان می‌نویسند، هنر می‌آفرینند و جهان را از چشم‌انداز خود روایت می‌کنند.

Photo by SAJJAD HUSSAIN / AFP

پیش از آن‌که صبح شود

نگاهی به اطراف انداختم که چشمم به آینه‌ی مقابل راننده افتاد. در آینه، ابروهای مایل و چشم‌های نگرانش را دیدم که بی‌وقفه از چپ به راست و از راست به چپ می‌رفتند. صدای گرفته‌اش در ذهنم تکرار شد: «مسیر ما هم…» ... ادامه مطلب
© Gandomin

به مساحت قوطی گوگرد؛ روایت انسان در میان خاک و خون

بعضی کتاب‌ها خوانده نمی‌شوند، لمس می‌شوند؛ مثل جای زخمی که ناخواسته لمس شود و به سوزشی ختم شود. «به مساحت قوطی گوگرد» از همین جنس کتاب‌هاست؛ کتابی کوچک و سبک در صد و چند ورق، اما سنگین به اندازه‌ی یک گور دسته‌جمعی. ... ادامه مطلب
Photo: AI / Google Gemini

بیدارتر از کابوس

شب است و تاریکی بر زمین و زمان چیره گشته. تندتند قدم برمی‌دارم؛ گاهی می‌دوم و گاهی از شدت بارش ناچار آهسته‌تر حرکت می‌کنم. برف گویا با من سرِ رقابت دارد؛ هرچه من شتاب می‌کنم، او نیز تندتر می‌بارد. همه‌جا سپید شده؛ پنداری دنیا لباس عروسی بر تن کرده است. کوه‌ها، صخره‌ها، درختان و دشت‌های بی‌پایان، همگی زیر چادر سپید برف پنهان شده‌اند. ... ادامه مطلب
Photo by: Pixabay

در انتهای صفِ زندگی

زن را اگر بخواهی بشناسی، به صورتش نگاه نکن؛ به دست‌هایش نگاه کن. دست‌هایی که از بس زندگی را جمع کرده‌اند، خطوط کف‌شان شبیه نقشه‌ی سال‌های دور شده است؛ دست‌هایی که هزار بار خسته شدند و باز سفره پهن کردند، هزار بار لرزیدند و باز گهواره تکان دادند، هزار بار زخم برداشتند و باز روی سر کودکی کشیده شدند که تنها پناهش همان دست‌ها بود. ... ادامه مطلب