
پیش از آنکه صبح شود
نگاهی به اطراف انداختم که چشمم به آینهی مقابل راننده افتاد. در آینه، ابروهای مایل و چشمهای نگرانش را دیدم که بیوقفه از چپ به راست و از راست به چپ میرفتند. صدای گرفتهاش در ذهنم تکرار شد: «مسیر ما هم…» ... ادامه مطلب
اینجا، زنان مینویسند، هنر میآفرینند و جهان را از چشمانداز خود روایت میکنند.



