
از صدا تا سکوت
دفترچهام دیگر کمکم از خاطرات تلخ و شیرین پر شده بود. هر صفحه، تکهای از زندگیام را در خود نگه میداشت؛ دردهایی که جرئت گفتنشان را نداشتم، دلتنگیهایی که تنها روی کاغذ آرام میشدند و حرفهایی که هیچ شنوندهای جز دفترم نداشت. آن دفترچه، تنها دوستی بود که بدون قضاوت، همه حرفهایم را در آغوش میگرفت. ... ادامه مطلب



