
از سایهٔ جادو تا روشنایی
من دختری بودم که برای آیندهاش برنامه داشت. کتابها را دوست داشتم و آرزو داشتم تحصیل کنم، رشد کنم و برای خودم جایگاهی در جامعه بسازم. اما ناگهان همه چیز تغییر کرد. جهان من به یک اتاق کوچک محدود شد؛ اتاقی که دیوارهایش شاهد تمام اشکها، نگرانیها و رؤیاهای دفنشدهام بودند. ... ادامه مطلب



