Image: AI generated / ChatGPT

دیوارهای خودخواه

این را امروز فهمیدم وقتی بعد از ساعت‌ها کار، که احساس می‌کردم بندبند وجودم خسته است و نیاز به استراحت دارم، به خانه آمدم، «سلام» گفتم و هیچ‌کس پاسخی نداد. نه این‌که هر روز پاسخ بگویند، ولی امروز در تمام راه به این فکر می‌کردم. به این که اگر سلامم را پاسخ ندهند، دعوا راه می‌اندازم. فریاد می‌زنم، آن‌قدر بلند تا بفهمند من هستم. حالا نپرسید این کار را کردی یا خیر؟ ... ادامه مطلب
عکس تزیینی؛ طراحی‌شده توسط Google Gemini (AI)

از سایهٔ جادو تا روشنایی

من دختری بودم که برای آینده‌اش برنامه داشت. کتاب‌ها را دوست داشتم و آرزو داشتم تحصیل کنم، رشد کنم و برای خودم جایگاهی در جامعه بسازم. اما ناگهان همه چیز تغییر کرد. جهان من به یک اتاق کوچک محدود شد؛ اتاقی که دیوارهایش شاهد تمام اشک‌ها، نگرانی‌ها و رؤیاهای دفن‌شده‌ام بودند. ... ادامه مطلب
عکس تزیینی؛ طراحی‌شده توسط Google Gemini (AI)

الف و لایتناهی

اطرافش را نگاه می‌کند. پشت میز نشسته است؛ هوا ابری است و هنوز شام نشده. او تنها در این اتاق، به کمیپوترِ روبه‌رویش خیره شده است. صدای عبور موتر‌ها، موتورسیکلت‌ها و جیغ دست‌فروشان است که لحظه‌ای خاموش نمی‌شود. از میز دور می‌شود و سوی آینه می‌رود. بیشتر به آن «عروس مرده‌گان» شباهت داشت؛ ریملی که روی گونه‌هایش پخش شده بود، چشم‌های بی‌روح و پُف کرده‌ای که هیچ احساسی نداشتند و مو‌هایی که به شلخته‌ترین شکل ممکن روی‌شانه‌هایش ریخته بودند. ... ادامه مطلب