Photo by BULENT KILIC / AFP

Photo by BULENT KILIC / AFP


Woman Profile
نویسنده: حفصه

از دیرباز تا امروز، در اندیشهٔ شرق و غرب همواره یک دوگانه‌انگاری نابرابر جریان داشته است؛ دوگانه‌ای که در آن یک سو بر دیگری برتری دارد و زن در نبردی نابرابر با مرد قرار گرفته که گویی برنده‌ای جز مرد ندارد. آیا تن و بدن زن واقعاً کانون شرم و گناه است، یا این تصویری برساخته از ذهن مرد برای تثبیت قدرت و سلطهٔ خویش است؟ از کهن‌ترین اسطوره‌ها تا سنتی‌ترین برداشت‌های دینی، بدن زن همواره «گناه‌آلودترین بخش هستی» انگاشته شده است.

از آغاز آفرینش، آن‌گاه که بر پایهٔ روایات اساطیری، «لیلیت» و «آدم» در باغ عدن آفریده شدند، آدم با خودخواهی‌اش پنداشت که لیلیت برای فرمانبرداری و التذاذ او خلق شده است؛ در حالی که لیلیت از همان خاکی سرشته شده بود که آدم از آن شکل گرفت و در خلقت، هر دو از شأن و مرتبهٔ یکسان انسانی برخوردار بودند. لیلیت نماد انسانی است که برابری ذاتی خود با آدم را می‌شناسد و در برابر برتری‌جویی او ایستادگی می‌کند. درست از همین نقطه بود که نامش با پلیدی پیوند خورد؛ از بهشت رانده شد و او را «دیو شب‌گرد» و اهریمن نامیدند.

زنی که امروز در برابر تمامیت‌خواهی مرد می‌ایستد، در چشم ساختار مسلط، همان لیلیت سرکش است؛ نافرمانی که از نظرگاه خدایان مذکر و انسان فرومی‌افتد، مادر پلیدی‌ها لقب می‌گیرد و بستری برای ظهور شیطان پنداشته می‌شود. بدنش تبدیل به میدان نبردی می‌شود که قاتل و مقتولش خودِ اوست. تن او باید مهار، پوشانده و سرکوب شود تا مبادا مرد—همچون کودکی نابالغ و بی‌اراده—به گناه بیفتد!

جامعه زن را به «خوب» و «بد» تقسیم کرده است. اما معیار این خوبی و بدی چیست؟ این مرزبندی، آفریدهٔ ذهن مردسالار است: اگر زنی فرمانبردار و مطیع باشد «خوب» است و اگر ایستادگی کند، «بد و گمراه». وقتی به زن فرمان «بنشین» می‌دهی و او می‌نشیند، زنِ ستودنی است؛ اما به محض عصیان، انگِ انحراف می‌خورد. در این نگاه، حقیقتِ زن دیده نمی‌شود، بلکه تنها بازتاب تمایلات مرد سنجیده می‌شود. زن خوب ناگزیر است درون حصار ذهن مرد زندگی کند؛ حال آنکه این زنان عصیانگرند که از این حصارها فراتر می‌روند، امور ناشناخته را می‌آزمایند و توان آفرینش جهان‌های نو را دارند.

اسطوره‌ها افسانه‌هایی دروغین نیستند؛ بازتاب و استعاره‌هایی از روان و ساختار جوامعند. ریشه در ناخودآگاه جمعی دارند و در رفتار یک جامعه شکل می‌گیرند. از همین رو، مسألهٔ زن سرکش در باغ عدن باقی نماند، بلکه به خیابان‌های امروز کشانده شده است.

زن افغانستانی وقتی در کوچه و بازار راه می‌رود، سنگینی نگاه‌های تیز، طلبکارانه و شهوت‌آلود را از دور حس می‌کند. با آنکه تلاش می‌کند تنش با کسی برخورد نکند، مدام با دست‌اندازی یا متلک‌های گزنده روبه‌رو می‌شود. اگر در برابر این تعرض لب به اعتراض بگشاید، او را به چشم زنی گناهکار می‌نگرند که گویی مقدسات را لکه‌دار کرده است؛ مثل نجاستی که بخواهد آب زلال را ناپاک جلوه دهد!

زن برای رهایی تن و روان خود از برچسب، کنترل و تهدید، راهی دراز پیموده اما هنوز راهی طولانی‌تر در پیش دارد؛ راهی برای اثبات اینکه زن صرفاً «همسر، دلبر، مادر یا زاینده» نیست. راه رفتن در خیابان به معنای چراغ سبز نشان دادن نیست؛ پوشش آراسته داشتن مکر و فتنه‌انگیزی نیست؛ و زن حتی تنها در حد «منبع الهام شعر عاشقانهٔ شاعری که سودای تصاحب دارد» خلاصه نمی‌شود، بلکه انسانی با فردیت، استقلال و هویتی تام است.

زن ناقص‌العقل نیست؛ در اسطوره، این لیلیت است که تمامیت و استقلال انسانی را به نمایش می‌گذارد. در برخی روایت‌های باطنی، انسانِ نخستین پیش از جدایی حوا، جامعِ دو بعد زنانگی و مردانگی (آنیما و آنیموس) بود؛ آمیزه‌ای از لطافت، درایت، شجاعت و صبر. اما آن‌گاه که لیلیت حاضر به تمکین نشد و آدم را در تنهایی‌اش واگذاشت، آدم حوا را از تصورات نیازمندانهٔ خود آفرید؛ زنی که از دندهٔ چپ او زاده شد تا مطیع و وابسته باشد. با خروج لیلیت و انشقاق حوا، این آدم بود که نیمی از وجود درونی‌اش را از دست داد و ناقص شد، نه زن.

مفهوم راستین برابری در سرکشیِ آگاهانهٔ لیلیت معنا می‌یابد، نه در سرسپردگی حوایی که طبق میل مرد صورت‌بندی شده است. زن امروز دیگر از «لیلیت بودنِ» خود شرمسار نیست. برای بازپس‌گیری شأن برابر انسانی، باید آن تصویر دست‌آموز و مسلوب‌الاختیاری را که تاریخ از زن ساخته فرو ریخت؛ همان‌گونه که سالک «منِ کاذب» خود را در برابر حقیقت نابود می‌کند تا به آگاهی برسد. برای عبور از این بن‌بست تاریخی، زن باید شجاعت نفی وابستگی را بیابد تا واژهٔ «انسان» نه در قالب جنسیت فرادست و فرودست، بلکه به مثابه موجودی یگانه، مستقل و برابر معنا یابد.

گندمینسایر مطالب

Avatar for گندمین

این‌جا، زنان می‌نویسند، هنر می‌آفرینند و جهان را از چشم‌انداز خود روایت می‌کنند.

دیدگاه وجود ندارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *