عکس تزیینی؛ طراحی‌شده توسط Google Gemini (AI)

رویایی پشت حصار‌ها | داستان کوتاه

تالار بزرگی بود. آشکوبش با مشعل‌های بزرگ و چهل‌چراغ‌های کوچکِ معلق در هوا که به همهٔ نقاط‌ تالار نور پخش می‌کرد، آراسته و کف آن از مرمرهای سیاه و سپید، فرش شده بود. دانشجویان آرام‌آرام بر صندلی‌ها جای گرفته و در گفت‌وگوهای پرصلابت غوطه‌ور بودند. ... ادامه مطلب
005 1 1200x500

به زنی که مرا نوشت

مادرم، اگر بخواهم از جایی آغاز کنم که واژه‌ها در برابرش کم می‌آیند، از تو آغاز می‌کنم؛ از حضوری آرام و بی‌صدا که در حافظه‌ام مانده است، حضوری که پیش از آن‌که چیزی دربارهٔ جهان بفهمم، به من فهماند جهان می‌تواند شکل دیگری هم داشته باشد. ... ادامه مطلب
عکس تزیینی؛ طراحی‌شده توسط Google Gemini (AI)

ترس، حتی از هم‌نوع خویش

من و آیدا رفتیم و سوار موتر شدیم. من پهلوی زنی نشستم که در بغلش دو طفل دارای معلولیت ذهنی داشت و آیدا پیش پنجره نشست. موترحرکت کرد. آیدا شیشهٔ پنجره را باز کرد و لابه‌لای موها وگونه‌هایش را به نوازش باد سپرد. من ماندم و زنی که ذهنیت و اندیشهٔ طالبانی داشت. هر دقیقه نیشِ زبانی می‌زد. می‌گفت: «دختر نباید از خانه بدون محرم بیرون شود.» گاهی هم چادرم را از سرم کش می‌کرد ومی‌گفت: «نباید مویت معلوم شود.» ... ادامه مطلب
001 1200x500

«وقتی سخن به سخن می‌آید»

«سنگ صبور» نخستین رمان «عتیق رحیمی» به زبان فرانسوی است که برندۀ جایزۀ گنکور شد. چند روز است که به «سنگ صبور» عتیق رحیمی فکر می‌کنم؛ هر لحظه پیش چشمانم است و از ذهنم دور نمی‌شود. برای همین حس کردم باید درباره‌اش با کسی حرف بزنم یا چیزی بنویسم. ... ادامه مطلب