005 1200x500

معرفی کتاب «ساعت شوم» اثر «گابریل گارسیا مارکز»

«ساعت شوم» اثر نویسندهٔ بزرگ «گابریل گارسیا مارکز» است؛ داستانی متفاوت که بیشتر واقع‌گرایی در آن به‌چشم می‌خورد؛ اثری که تقابل میان دین و سیاست، اخلاق و منفعت‌گرایی را به‌خوبی به تصویر کشیده است. این داستان از مردم و نحوۀ واکنش آن‌ها در برابر اتفاقاتی که در شهرشان رخ می‌دهد، سخن می‌گوید. «ساعت شوم»، به دلیل داشتن تعدد شخصیت‌های داستانی، ممکن است گاهی خواننده را گیج کند؛ چون در اکثر جاها، بیشتر از توجه به شخصیت‌پردازی، به عملکردها پرداخته شده است. هرچند این نخستین کتابی بود که با ترجمۀ «احمد گلشیری» خواندم، با آن‌ هم درک جزئیات داستانی برایم ساده بود. ... ادامه مطلب
Ph 19 1200x500

مواجهه با «سال بلوا»

هرچند «سال بلوا» ا‌ولین مواجههٔ من با دنیای «عباس معروفی» نبود، ولی از همان اولش، وقتی می‌خواندمش، باورم نمی‌شد که یک‌ مرد این را نوشته باشد. یعنی چطور می‌تواند حس زنانه‌گی یک مرد به‌حدی قوی باشد که بتواند چنین حالتی از یک زن را توضیح بدهد و چنین مویه‌کنان از زبان یک زن بنویسد؟! ... ادامه مطلب
PH 18 1200x500

مرور بر کتاب «لعنت به داستایوسکی»؛ رسالتِ انسان‌محور

آیا می‌شود با قتل یک موجود پلید، جامعه را تغییر داد؟ «لعنت به داستایوسکی»، روایت پسری ا‌ست به نام «رسول» که عاشق دختری به نام «سوفیا» می‌شود و به‌طور خیلی پیچیده، همچون «راسکولینکف»، شخصیت اصلی رمان «جنایت و مکافات»٬ دست به قتل پیرزن رباخوار می‌زند. یا هم می‌شود گفت رسول، راسکولینکفی‌ است نه در «پترزبورگ»، بلکه در کوچه‌های ویران و جنگ‌زدهٔ «کابل»؛ اما برخلاف راسکولینکف، رسول با جامعه‌ای روبه‌رو می‌شود که درگیر جنگ و بی‌عدالتی‌ است، بنابراین جنایتش بی‌پاسخ می‌ماند. ... ادامه مطلب
Ph 16 1200x500

«ما تمامش می‌کنیم»

«لی‌لی»، شخصیت اصلی و راوی داستان، از همان ابتدا با تصویری که از رابطهٔ پدر و مادرش در ذهن داشت، الگویی نامرئی برای خود ساخت. او خشونت پدرش و زخم‌های مادرش را به‌خاطر سپرده بود و در اعماق وجودش قسم خورده بود که هرگز چنین سرنوشتی را تکرار نکند. پس «رایل» را انتخاب کرد؛ مردی که درست در نقطهٔ مقابل پدرش ایستاده بود. اما افسوس که گاهی ذهن آن‌قدر از چیزی می‌گریزد که ناخواسته به چنگالش می‌افتد. شاید آن‌قدر این تصویر از مادرِ مظلوم را در ذهنش پرورانده بود که در نهایت، خودش در همان قاب نشست و رایل شد همان خشمی که تمام عمر از آن فرار می‌کرد. تقدیر تلخی است وقتی می‌بینی تبدیل شده‌ای به همان چیزی که از آن می‌ترسیدی. اما لی‌لی، برخلاف مادرش، تصمیم درست را گرفت؛ اما برای خودش نه، برای دختر معصومش که نباید شاهد تکرار تاریخ باشد. او چرخه را شکست تا دخترش سرنوشتی شبیه کودکی خودش پیدا نکند. این شجاعتی است که همه از آن دم می‌زنند، اما کمتر کسی در عمل، در میان عشق و ترس و وابسته‌گی، می‌تواند به آن جامهٔ عمل بپوشاند. ... ادامه مطلب