عکس: Google Gemini

از صدا تا سکوت

دفترچه‌ام دیگر کم‌کم از خاطرات تلخ و شیرین پر شده بود. هر صفحه، تکه‌ای از زندگی‌ام را در خود نگه می‌داشت؛ دردهایی که جرئت گفتنشان را نداشتم، دلتنگی‌هایی که تنها روی کاغذ آرام می‌شدند و حرف‌هایی که هیچ شنونده‌ای جز دفترم نداشت. آن دفترچه، تنها دوستی بود که بدون قضاوت، همه حرف‌هایم را در آغوش می‌گرفت. ... ادامه مطلب
طراحی عکس توسط Google Gemini (AI)

آن سوی دیوار

چند سال قبل، در یکی از روز‌های آخر خزان و قبل از ظهر، آسمان چنان زیر ابرهای خاکستری پنهان شده بود که دیگر رنگ آبی‌اش به چشم نمی‌آمد. باد سردی می‌وزید و باعث می‌شد شاخه‌های درختان به صورتی ناموزون و شدید تکان بخورند. خورشید دیده نمی‌شد. شدت سرما و کم بودن تعداد پرندگان در آسمان، نشانی از رسیدن زمستان بود و آخرین برگ‌های زرد و خشکیده، خزان را بدرقه می‌کردند. ... ادامه مطلب
Photo by JEWEL SAMAD / AFP

دخترانِ به‌جامانده از کانکور

همه گفتند و نوشتند از دخترانی که دروازه‌های مکتب به روی‌شان بسته شد؛ اما کمتر کسی از دخترانی نوشت که با تمام وجود درس خواندند تا در کانکور راه بیابند و به آرزوی‌شان برسند. من می‌خواهم از درد همان دختران بنویسم. ... ادامه مطلب
عکس تزیینی؛ طراحی‌شده توسط Google Gemini (AI)

وقتی حتی لباس هم حق انتخاب نیست

مهمانی رفتن و مهمان‌داری در فامیل‌های افغانستانی همیشه یک مزه و صفای خاص خودش را دارد. انگار خانه با آمدن مهمان جان می‌گیرد. امروز هم عمه‌ام با دخترهایش، فاطمه و پروانه، مهمان خانه ما بودند. برایشان قابلی‌پلاوی اوزبیکی پختم، دور یک سفره نشستیم، غذا خوردیم و مثل همیشه قصه‌های دخترانه شروع شد؛ از هر دری حرف زدیم، خندیدیم، اما نمی‌دانستم آخر این قصه‌ها دلم را این‌قدر سنگین خواهد کرد. ... ادامه مطلب