گندمیندیدن مطالب

Avatar for گندمین

این‌جا، زنان می‌نویسند، هنر می‌آفرینند و جهان را از چشم‌انداز خود روایت می‌کنند.

0009 1 1200x500

زنان در شاهنامۀ فردوسی | جریره

او دختر بزرگِ پیران ویسه و همسر اول سیاوش است. به نظر می‌رسد نام جریره گونه‌ی دیگری از کلمه‌ی «زریره» باشد (شهیدی مازندرانی، ۱۳۷۷: ۲۴۹). نام مادر او گل‌شهر بود. ازدواج جریره با سیاوش که از فتنه‌انگیزی سودابه و بی‌تدبیری پدرش کیکاووس به دربار افراسیاب پناهنده شده بود، از نوع ازدواج‌های سیاسی و به منظور تحکیم قدرت و ضربه زدن به دشمن بود. جریره بنا به خواست پدرش همسر سیاوش شد (یوسفی، ۱۳۸۲: ۷۵). ... ادامه مطلب
Photo by WAKIL KOHSAR / AFP

آن سوی مرز، این سوی درد

مدت‌ها به این فکر می‌کردم که چه نامی می‌تواند روایت این روزها و این دردها باشد؛ دردی که با یک کلمه و یک جمله نمی‌شود خلاصه‌اش کرد. شاید «آن سوی مرز، این سوی درد» نزدیک‌ترین چیزی باشد که بتواند گوشه‌ای از این احساس را بیان کند؛ مرزی که برای بعضی‌ها فقط فاصله میان دو سرزمین است، اما برای ما گاهی مرز میان ماندن و رفتن، امید و ترس، و زندگی و بی‌وطنی است. ... ادامه مطلب
Image: Pexels

پیش از آنکه صبح شود (۲)

چند ثانیه‌ای از سوارشدن ما در تاکسی می‌گذشت. یک طرفم مادربزرگ نشسته بود و طرف دیگر، چند خریطه‌ی سودا. با مادربزرگ چنان درگیر تحلیل سیاست‌های کشور بودیم، گویی اینجا تاکسی نه، بلکه میز مذاکره باشد. مادربزرگ سخنگوی حکومت شده بود و من هم مدافع حقوق تمام مردم افغانستان. وقتی دیدم به نتیجه نمی‌رسیم، گفتم: «خو برو، بی‌بی‌جان، همی تو راست میگی.» مادربزرگ اعتراض‌کنان گفت: «واا! یک‌عالم دلیل برایش می‌گویم، هنوزم مرا منت میدهد.» قبل از اینکه طغیانی شود، دست‌هایم را بالا بردم: «تسلیم!» مادربزرگ با لبخند، سرش را تکان داد. ... ادامه مطلب
Image: Pexels

روشنایی در روزهای تاریک

از جوزجان که به بلخ آمدم، دلی پر از امید و سری پر از شور دانایی داشتم. دختری بودم درس‌خوانده، پرانرژی و آموزگاری که تازه قدم به دنیای مشترک گذاشته بود. اما دست تقدیر و رسم‌وراه روزگار، خیلی زود آزمون‌های سختش را پیش رویم گذاشت. در همان بدو ورود، پدرشوهرم اجازه نداد به وظیفه‌ام در مکتب ادامه دهم و خانه‌نشین شدم. ... ادامه مطلب