
«ما تمامش میکنیم»
«لیلی»، شخصیت اصلی و راوی داستان، از همان ابتدا با تصویری که از رابطهٔ پدر و مادرش در ذهن داشت، الگویی نامرئی برای خود ساخت. او خشونت پدرش و زخمهای مادرش را بهخاطر سپرده بود و در اعماق وجودش قسم خورده بود که هرگز چنین سرنوشتی را تکرار نکند. پس «رایل» را انتخاب کرد؛ مردی که درست در نقطهٔ مقابل پدرش ایستاده بود. اما افسوس که گاهی ذهن آنقدر از چیزی میگریزد که ناخواسته به چنگالش میافتد. شاید آنقدر این تصویر از مادرِ مظلوم را در ذهنش پرورانده بود که در نهایت، خودش در همان قاب نشست و رایل شد همان خشمی که تمام عمر از آن فرار میکرد. تقدیر تلخی است وقتی میبینی تبدیل شدهای به همان چیزی که از آن میترسیدی. اما لیلی، برخلاف مادرش، تصمیم درست را گرفت؛ اما برای خودش نه، برای دختر معصومش که نباید شاهد تکرار تاریخ باشد. او چرخه را شکست تا دخترش سرنوشتی شبیه کودکی خودش پیدا نکند. این شجاعتی است که همه از آن دم میزنند، اما کمتر کسی در عمل، در میان عشق و ترس و وابستهگی، میتواند به آن جامهٔ عمل بپوشاند. ... ادامه مطلب



