
فاصلهٔ طبقاتی در حکومت تزاری به اوج رسیده است و حاکمان، اربابان پولپرست و سرمایهداران از انسانهای فقیر و کارگر استفادهٔ ابزاری نموده، با ارضای غرایز خودشان به آنها فقط یک نان بخورونمیر داده، زندهگیشان را چنان محدود نمودهاند که کسی حق ندارد کتاب بخواند و هرنوع فعالیتی جز کارکردن، خطا و حرکتهای اعتراضی نیز شورش علیه تزار به حساب میآید.
در این میان اما کارگرزادهای بنام «پاول ولاسف»، با مادر سخت رنجدیدهٔ خود، در اول سری و مخفیانه، اما در ادامه بهصورت علنی و آشکار، جنبشی را آغاز میکند که زهری میشود بر کام ستمگران و عسلی بر دهان مستمندان.
البته میتوان گفت که این جنبش، پیش از آنکه انقلابی باشد علیه آنها، انقلابی است در برابر بیسوادی و نادانی. آنها مردم را از طریق حرفزدن و تشویق به خواندن، آگاه ساخته و روحیهٔ مبارزه را در آنها بیدار میکنند. و این حرکت هم درست پس از کتابخواندن و بلند رفتن سطح آگاهی پاول و همراهانش منشأ گرفته و با مایهگذاشتن مادر از جانش، جان میگیرد. و نیز به همین سبب است که مادر میشود قهرمان این راه!
بلی، فعالیتهای بیوقفه و خالصانهٔ مادر پاول در این راه و تحت تأثیر قرارگرفتن توده از حرفها و سخنانش، قدرت یک زن آگاه را در تغییر شرایط جامعه و مردمانش بیان میکند و نیز نشان میدهد که اگر زنان و دختران یک جامعه باسواد باشند، بدون شک در نقش نخستین مربی افراد، با تربیت سالم فرزندان، فردای بهتری را رقم میزنند و عامل اصلی شکلگرفتن یک جامعهٔ توسعه یافته میشوند.
بخشهایی از کتاب:
«مادرجان! برای ما ملیت و نژاد مطرح نیست، فقط این مطرح است که کیها با ما رفیقند و کیها با ما دشمن.»
«میگویند که در روی زمین انواع و اقسام ملتها هستند، از یهودیها گرفته تا آلمانیها و انگلیسیها و تاتارها و غیره… ولی من باور نمیکنم! به عقیدهٔ من فقط دو جور ملت هستند و دو نژاد که با هم آشتی ناپذیرند؛ یکی اغنیا و دیگر فقرا.»
«من به جاودانهگی آدمهای شرافتمند اعتقاد دارم.»
«حقیقت پنهانی دنیا را سیر میکند و در میان تودههای مردم برای خود لانه میجوید. حقیقت برای مقامات دولتی به منزلهٔ دشنه است و آتش، و آنها نمیتوانند آن را بپذیرند، چون حقیقت گلویشان را میبرد و آتششان میزند.»
«سابقاً کسانی را به زندان میانداختند که دزدی کرده بودند ولی حالا آنهایی را حبس میکنند که حقیقت میگویند.»
«چقدر آدم در این دنیا فراوان است… و هر کسی هم یک جور گله از روزگار دارد. پس آخر آدمهای شاد و خوشبخت کجا هستند؟»


دیدگاه وجود ندارد