
تأملی بر «طاعون»؛ معنای زندهگی در شهر طاعونزده
وقتی میخواستم به نوشتن این یادداشت آغاز کنم، با خود فکر کردم که «آلبر کامو» را چگونه معرفی کنم؛ نویسندهٔ افسانهٔ سیزیف؟ نویسندهٔ بیگانه؟ نویسندهٔ سقوط؟ یا بسیار مرتبط با این نوشته، او را با رمان طاعون معرفی کنم؟ سرانجام تصمیم گرفتم کامو برای من همان نویسندهای باشد که باری از او خوانده بودم: «حتی اگر مخالف تو باشم، در جبههٔ تو میمانم...» شاید این جمله چندان هم بیارتباط با شهر طاعونزدهٔ او نباشد؛ شهری که در آن آدمهایی با مسیرها و اندیشههای متفاوت، به طرز عجیبی در جبههای به نام «شرافت» قرار میگیرند. همانطور که قهرمان داستان میگوید: «اینجا مسئله "قهرمانی" در میان نیست، بلکه "شرافت" در میان است.» شرافتی که به باور او، حتی اگر مضحک به نظر برسد، تنها راه مبارزه با طاعون است. ... ادامه مطلب



