001

Woman Profile
طوبی انصار
نویسنده

گرچه همیشه اول کتاب را می‌خوانم و بعد فیلمش را می‌بینم، اما «سنگ صبور» را نخست دیدم و بعد احساس کردم باید کتابش را بخوانم. کتاب را در کمتر از سه ساعت تمام کردم و وقتی از جا بلند شدم، هنوز تحت تأثیرش بودم. گرچه زبان کتاب با فیلم تفاوت دارد –شاید هر هنری زبان خاص خودش را داشته باشد– اما فیلمش را هم دوست داشتم.

«سنگ صبور» نخستین رمان «عتیق رحیمی» به زبان فرانسوی است که برندۀ جایزۀ گنکور شد.

چند روز است که به «سنگ صبور» عتیق رحیمی فکر می‌کنم؛ هر لحظه پیش چشمانم است و از ذهنم دور نمی‌شود. برای همین حس کردم باید درباره‌اش با کسی حرف بزنم یا چیزی بنویسم.

«سنگ صبور» داستان زنی است که شوهر مجاهدش گلوله خورده و در کماست. خانهٔ‌شان در خط جنگ قرار دارد و زن به‌خاطر شوهرش نمی‌تواند آن‌جا را ترک کند. او در ابتدا به عبادت رو می‌آورد، اما کم‌کم از آن فاصله می‌گیرد. سپس آهسته‌آهسته شروع می‌کند به گفتن دردها و رازهایش. حرف‌زدن با این مردِ زنده‌ـ‌مرده به او احساس رهایی می‌دهد و او را «سنگ صبور» خطاب می‌کند. زن گام‌به‌گام خود و هستی خویش را عریان می‌کند؛ مصمم‌تر، قوی‌تر و زیباتر واقعیت تن و وجود خویش را کشف می‌کند.

ما روایت‌های زیادی از جنگ خوانده و دیده‌ایم، اما کمتر پیش آمده که جنگ از زاویۀ دید یک زن روایت شود. عتیق رحیمی به زنِ در حاشیۀ جنگ، فقر، مردسالاری و پدرسالاری می‌پردازد. در جامعه‌ای که اوضاع تا این حد نکبت‌بار است، باز هم از زن توقع دارند «زن خوب» و فرمان‌بردار باشد؛ در حالی که خودِ جامعه عامل اصلی این وضعیت است و زن، در هر صورت، مقصر شناخته می‌شود. به این ترتیب، رمان نگاهی متفاوت به تاریخ معاصر افغانستان ارائه می‌دهد.

چیزی که در مورد این کتاب خیلی دوست دارم، این است که عتیق رحیمی به زن صدا می‌بخشد و مرد را ساکت می‌کند. اگر زنی بتواند تمام حرف‌های دلش را، به‌قول خود نویسنده، بر روی مردش تف کند، حاصل چیزی جز این همه درد نخواهد بود. شخصیت زن نوعی تابوشکنی ساختاری در برابر نقش‌های از پیش تعیین‌شدۀ زن و مرد است. حتی وقتی زن حرف می‌زند، خودش هم باورش نمی‌شود که می‌تواند بی‌ترس در برابر مردش سخن بگوید:

«من نیستم، نه این من نیستم که حرف می‌زنه.» (ص ۱۰۱)

«ای بابا، باز دوباره چه‌ام شده؟ چی گفتم؟ چرا؟ چرا؟ این عادی نیست، نه عادی نیست…»

در جامعه‌ای که همیشه زن نقش سنگ صبور را بر عهده دارد، این بار مرد در این جای‌گاه قرار می‌گیرد:

«آره، تو سنگ صبور منی! همه‌چیزو برات می‌گم، سنگ صبور من، همه‌چیز. تا موقعی که از همهٔ دردام رهایی‌م بدی، از همهٔ سیه‌روزی‌هام، تا موقعی که تو، تو…»

بقیه را سکوت کرد؛ گذاشت تا مرد خودش حدس بزند. (ص ۷۰)

زن در سکوت مرد به سخن می‌آید؛ دربارهٔ خودش، تنش، دردها و نیازهایش حرف می‌زند. کتاب نوعی کالبدشکافی لایه‌های چرکین جامعه است؛ جامعه‌ای که در آن زن همیشه مقصر دانسته می‌شود، اما ریشۀ این «تقصیر» در ساختار مردسالار و پدرسالار نهفته است.

انگار زن فقط زمانی می‌تواند حرف بزند که مرد در سکوت باشد. زن آن‌قدر صادقانه از رازها و احساساتش می‌گوید که مرد از کما بیرون می‌آید و او را خفه می‌کند. گویی اگر زنی این‌قدر صادقانه حرف بزند، سرانجامش مرگ است.

«سنگ صبور» صرفاً یک رمان فمینیستی یا ضد جنگ نیست. عتیق رحیمی جنگ را نیرویی ویرانگر نشان می‌دهد که همه‌چیز را از معنا تهی می‌کند؛ دین، خانواده، عشق، مردانه‌گی و زنانه‌گی، همه‌گی زیر خشونت جنگ دگرگون می‌شوند. «سنگ صبور» روایتی از رنج بی‌پایان زنانی است که اگر سخن بگویند، هیچ سنگ صبوری تاب شنیدن دردهای‌شان را ندارد.

Gandominسایر مطالب

Avatar for Gandomin

جایی برای دیدن افغانستان از زاویهٔ تجربه‌های شخصی و اجتماعی؛ رسانه‌ای برای تبدیل زیستن به روایت و آگاهی جمعی.

دیدگاه وجود ندارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *