۲۴ اسد ۱۴۰۰ خورشیدی، سرنوشت یک ملت را در یک چشم‌بهم‌زدن زیرورو کرد. در این میان، زنان این سرزمین یک‌شبه از بنیادی‌ترین حقوق و آزادی‌های فردی خود محروم شدند. آن‌ها با ممنوعیت تحصیل و کار «تا امر ثانی»، فروپاشی آرزوها و تعلیق ابدی آیندهٔ خود را با چشم دیدند و با گوش شنیدند؛ و سپس با پاهای بی‌رمق، به سوی قفسی به نام «خانه» بازگشتند. حدود ۸ میلیون نفر دیگر نیز پس از فروپاشی جمهوریت و در پی نبود امنیت و کار، مجبور به ترک خانه و مهاجرت شدند.

ما باور داریم که تاریخ تنها از خلال رویدادهای بزرگ سیاسی نوشته نمی‌شود، بلکه از میان تجربه‌ها، روایت‌های فردی و خاطره‌های انسانی نیز شکل می‌گیرد. بدون شک، زنان بیش از هر گروه دیگرِ تحت ستم؛ بارِ سنگینِ این دگرگونی‌های سیاسی را بر دوش کشیده‌اند و تاریخِ واقعی، در خطوط چهرهٔ همین زنان ثبت می‌شود.

در دومین شمارهٔ «گندمین»، به سراغ همین زنان رفته‌ایم و ۶۰ روایت از تأثیرات و دگرگونی‌های دو دورهٔ حاکمیت طالبان بر زندگی آنان را ثبت کرده‌ایم. در نیم‌قرن اخیر و به‌ویژه میان دورهٔ نخست در دههٔ هفتاد و دورهٔ دوم در امروز، نه‌تنها تقویم‌ها که نسل‌ها دست‌به‌دست شده‌اند. در لایه‌ای عمیق‌تر، این وضعیت به یک انقطاع نسلی و تکرارِ تلخِ تاریخ اشاره دارد. محرومیت امروزِ دختران خردسال و نوجوان، بازتولید همان چرخه و تجربه‌ای است که مادرانشان در دههٔ هفتاد خورشیدی گذرانده بودند. این بازگشتِ تاریخی نه‌تنها رؤیاهای نسل حاضر را متوقف کرده، بلکه با آسیب‌هایی چون پرتاب ناگهانی از دنیای کودکی به مسئولیت‌های خانه و ازدواج‌های اجباری، آیندهٔ نسل بعدی را نیز در معرض تهدید و تکرار رنج قرار داده است.

روایت‌های این شماره، بازتاب‌دهندهٔ ابعاد گوناگون این تغییرات در زیست روزمرهٔ زنان افغانستان است: روایت‌هایی از سوزانده شدن آلبوم‌های عکس و خاطرات مکتب در تنور خانه در دههٔ هفتاد و نگاهی دردناک به زوالِ سرمایه‌های انسانی و فرهنگی افغانستان در غربت. تقاطع دو دوره؛ از مواجههٔ معلمان مکتب  در این دو دوره با نیروهای کم‌سواد طالبان، کودکیِ به‌سرقت‌رفتهٔ دختری ۱۲‌ساله که به‌جای مکتب پشت دخل دکان پدر می‌نشیند، تا قاضی جوانی که درست در آستانهٔ نشستن بر مسند قضاوت، تمام تلاش‌هایش به زندگی مخفیانه و مهاجرت ختم ‌می‌شود و تجربه‌هایی از مبارزات خیابانی، زندان، آوارگی کمپ‌ها و سوگواری دوری از وطن.

 اگرچه جغرافیا و فضاهای عمومی (پیاده‌روها، پارک‌ها، کافه‌ها و دانشگاه‌ها) از زنان خالی شدند، اما روایت مقاومت، از خیابان به زیرزمین‌ها، صنف‌های خانگی، پادکست‌های صوتی، برنامه‌نویسی روی کاغذ و آموزش‌های آنلاین منتقل شد. زنان راه‌های تازه‌ای برای حفظ آگاهی یافتند تا ثابت کنند اگرچه امکانات مادی سلب شده، اما ذهن و اندیشه تسخیرنشده باقی مانده است. 

روایت‌های این شماره، بر اساس قدم‌به‌قدمِ تجربه‌هایی که زنان از سر گذرانده‌اند چیده شده‌اند: از «زخم‌های موروثی» که پیشینهٔ این رنج و مبارزه است شروع می‌کنیم؛ به «روایت روز سقوط» و تلخیِ روز فروریختن می‌رسیم؛ سپس وارد «پشت درهای بسته» و انزوای خانه‌ها می‌شویم؛ در «جغرافیاهای ناچار» سرگردانیِ مرزها و مهاجرت را مرور می‌کنیم و در آخر، با «سکوت، صدا و آینده» به امید و مقاومت‌های پنهان پیوند می‌خوریم. این سیر، هم‌قدم شدن با نسلی است که نخواست فراموش شود.

گندمین در این شماره نیز، سنگری است برای پاسداری از حافظهٔ جمعی. روایتی از ماندن‌ها، رفتن‌ها، مقاومت‌های کوچکِ روزمره و فریادهای بی‌صدایی که نباید در غبار فراموشی گم شوند. عکس‌هایی که در کنار این روایت‌ها به نشر رسیده‌اند نیز بخشی از همین سندیت تاریخی‌اند؛ تصاویری غیررسمی و واقعی که خودِ نویسندگان همراه با نوشته‌هایشان فرستاده‌اند تا چهرهٔ زندهٔ این رنج، آگاهی و ایستادگی را به تصویر بکشند.

از تمام زنانی که قلم به دست گرفته‌اند و با صداقت و شجاعت از تجربه‌ها، گسست‌ها و پایداری‌های خود نوشته‌اند و روایتمندِ این برهه از تاریخ شده‌اند، صمیمانه سپاسگزارم. زیرا باور داریم تا زمانی که روایتی نوشته و خوانده می‌شود، صاحبانِ آن روایت شکست نخورده‌اند.

مجلۀ گندمین
سال نخست، شمارۀ دوم، اسد / مرداد 1405
صاحب امتیاز: رسانه گندمین
مدیر مسوول: بهشته خُرَّم
ویراستار: تمنا مهرزاد
طراح گرافیک و صفحه‌آرا: نثار آریانفر

Gandominسایر مطالب

Avatar for Gandomin

جایی برای دیدن افغانستان از زاویهٔ تجربه‌های شخصی و اجتماعی؛ رسانه‌ای برای تبدیل زیستن به روایت و آگاهی جمعی.

دیدگاه وجود ندارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *