در زمانهای که زن از متن جامعه حذف شده و نوروز نیز از متن تقویم رسمی، دیگر نمیتوان این دو را با همان مفاهیم سنتی گذشته به هم پیوند زد. پیوندی که زمانی میان زن و نوروز در قالب مفاهیمی چون «باززایی طبیعت»، «باروری» و «زایش» تعریف میشد، امروز معنای دیگری یافته است.
امروز اگر مادری طرز پخت سمنک، تر کردن هفتمیوه، خواندن ترانههای نوروزی، ترتیب دادن سفرهی هفتسین، سبزهگردی و جامهنو کردن را به دخترش میآموزد، در حقیقت چیزی فراتر از یک رسم ساده را منتقل میکند. آن مادر در حال انتقال حافظهی تاریخی یک فرهنگ است؛ فرهنگی که ریشه در جان مردم دارد و هیچ تبر غریبهای به ریشههای آن نمیرسد.
پس وقتی زنان، نوروز را خانهبهخانه زنده نگه داشتهاند، زن دیگر تنها در مقام «زایشگر» ظاهر نمیشود؛ بلکه زن به مثابهی حافظهی تاریخی یک جامعه عمل میکند. در غیاب رسمیت عمومی و در شرایطی که بسیاری از آیینها از عرصهی عمومی حذف شدهاند، این زناناند که اصالت یک فرهنگ را در قلب خانهها و خانوادهها پاسداری میکنند.
در چنین شرایطی، ثبت خاطره دیگر فقط یک روایت شخصی نیست؛ نوعی اعتراض است. ثبت خاطره، یعنی اعتراض مدنی در برابر جریان حذف و فراموشی و اعتراض در برابر جریان حاضر، در افغانستان است.
امروز، بهویژه در چنین روزی، در سیزدهبدر، به جای آنکه سبزهها را در دشتها گره بزنیم، خاطرههایمان را با هم گره میزنیم تا در طوفان حذف و خاموشی گم نشوند. ما با خاطرهنویسی، نوشتن و روایت، ایستادهگی میکنیم.
خاطرهنویسی برای ما راهی برای بازگرداندن آزادی ممنوعشده به متن زندهگی است. به همین منظور، در گاهنامهی ویژهی «نوروزبان»، تلاش کردهایم خاطرات زنان را گردآوری کنیم؛ زنانی از گوشهوکنار این سرزمین. از بدخشان تا نیمروز، از هرات تا دورترین نقاط ننگرهار؛ و نیز از زنانی که در غربت زندهگی میکنند اما دلشان هنوز با نوروزهای خانه و وطن میتپد.
این زنان از نوروزهای گذشته مینویسند؛ از روزگاری که شهرها پر از شور و میله و رنگ بود. و نیز از نوروزِ نداشتهی امروز میگویند؛ از حسرت خانههای دور، از خاطرهی سفرههایی که دیگر همانگونه گسترده نمیشود، و از غربت هجرت؛ جایی که با چنگ و دندان برای حفظ این فرهنگ میکوشند.
آنچه در این گاهنامه میخوانید، فقط مجموعهای از نوشتهها نیست؛ مجموعهای از زندهگیها، تجربهها، امیدها و دلتنگیهاست. همچنین، عکسهایی که در این مجله به نشر رسیدهاند، بخشی از همین روایتاند. این تصاویر، عکسهای رسمی نیستند؛ بلکه عکسهاییاند که خود دختران و زنان همراه با خاطراتشان فرستادهاند. هر تصویر، تکهای از یک زندهگی و نشانی از نوروزی است که در خانهها، حویلیها، اتاقها و دلها زنده مانده است.
نوروز شاید از تقویم حذف شود، اما از حافظهی مردم حذف نمیشود و تا زمانی که زنی در این سرزمین سمنک هم بزند، سبزه سبز کند، یا خاطرهای از نوروز بنویسد، بهار راه خود را به خانهها باز خواهد کرد.
سیزدهبدر تان فرخنده باد!
گـاهنـامـهی فرهنگی نـوروزبـان
سال نخست، شمارهی نخست، نوروز 1405
صاحب امتیاز: رسانه گندمین
مدیر مسوول: بهشته خُرَّم
سردبیر و ویراستار: فرحناز حامد

