PH 17

Woman Profile
فرحناز حامد
نویسنده

«شیرین» فیلمی ایرانی و ساختهٔ «عباس کیارستمی» که در سال ۱۳۷۸ خورشیدی ساخته شده است. فیلم، تصویرگر نگاه ۱۱۳ بازیگر زن، بدون هیچ‌ سخنی، به دوربین فیلم‌برداری است؛ در حالی صداهایی از خواندن منظومهٔ «خسرو و شیرین» اثر «نظامی گنجوی»، به گوش می‌رسد.

فکر کنم هر قدر در مورد جهان کیارستمی حرف بزنم، کم است. جهان او آن‌قدر زیبا بوده که آن زیبایی بسیار روح‌نوازش در فیلم‌هایش نیز سرایت کرده‌. هر بار که یک اثر جدید او را می‌بینم، دلم می‌خواهد که آن فیلم را در صدر لیست فیلم‌های مورد علاقه‌ام قرار بدهم. این بشر، فوق‌العاده بوده است.

در فیلم «شیرین»، تمام بازیگرها ایرانی‌اند به جز یک‌ نفر، آن یک نفر هم «ژولیت بینوش» است که به خواستهٔ خودش در این فیلم حضور داشته است. من نمی‌دانم چرا خیلی در مورد این اثر کیارستمی حرفی زده نشده یا شاید هم من ندیده‌ام. کیارستمی صدوسیزده زن بازیگر را بدون گریم و به واقعی‌ترین شکل ممکن کنار هم نشانده که شاهد تماشای سرنوشت «شیرین» باشند. شیرین، راویِ داستان خودش است و شاید هم راوی داستان تمام زن‌هایی‌ است که خاموشانه تماشاگر سرنوشت مشترک هم‌دیگر هستند.

اگر اشتباه متوجه نشده باشم، این فیلم کیارستمی فمینیست واقعی را به تصویر کشیده است. موضوعی که این روزها زیر بار پروژه‌های میلیون دالری و آدم‌هایش، تحریف شده است. شیرینِ داستان، با صدای بلند و اندوه‌گرفته‌اش، سرنوشت حزن‌انگیزش را برای آن صدوسیزده زن روایت می‌کند، خاموش نمانده و صدایی بلند کرده و زنده‌گی خودش را روایت کرده است. فیلم، تلفیقی از صدا و سکوت است. تلفیقی از سینمای صامت و صدادار است. فیلم، زنانه است. با این‌حال، همه‌شمول هم است. در فیلم، مردها هم حضور دارند اما در حاشیه هستند. ما در این فیلم، شاهد رویارویی شیرین با یک لشکر و یا جهان مردانه هستیم.

صدوسیزده زن، در زیرخانهٔ خانهٔ کیارستمی که به‌عنوان سینما از آن کار گرفته شده، حضور دارند. برخلاف تمام وقت‌هایی که مرکز توجه پرده سینمایی بوده، این‌بار کیارستمی دوربین را دَور داده و از حالت‌های چهره، میمیک‌های چهره، لبخند و اندوه زن‌ها فیلم گرفته است و منِ مخاطب و بیننده، با دیدن لبخند محو و یا بغض فروخوردهٔ آن‌ها، با شیرینِ داستان هم‌ذات‌پنداری می‌کردم.

کیارستمی در این فیلم، تنهایی را نیز نشان داده؛ یک تنهایی بسیار غم‌انگیز. زن‌ها تنها هستند، شادی‌های‌شان زودگذر و اندوه‌شان عمیق است. در کنار این تنهایی، راویِ داستان ما شیرین، با تنهایی عمیق و جهان مردانه هم روبه‌رو است. طوری که خودش فریاد زده و می‌گوید: «من بدنیا آمده‌ام تا از این بازی به بازی تلخ‌تری پرتاب شوم، همچون تیری به دست کمانداری ناآزموده.»

پیچیده‌ترین موضوعی که بتوانم در مورد آن حرف بزنم، موضوع عشق در این اثر هنری است. مخاطب درگیر عشق «شیرین»، «فرهاد» و «خسرو» است. عشق، تعریف ندارد و برای همین هیچ چیزی در داستان عشق قابل تعریف نیست. من نمی‌توانم حتی نظری به عشقِ این سه نفر داشته باشم. فقط همین‌قدر می‌توانم بگویم که سرنوشت زن‌ها هر قدر هم که غم‌انگیز باشد، به تنهایی غم‌انگیز نیست. غم، یک‌جا و تنها نمی‌ماند، سرایت می‌کند. غمِ شیرین، دامن‌گیر می‌شود و به خسرو، فرهاد، ایران و حتی به جهان هم سرایت می‌کند.

کیارستمی گفته که: «روزی که ما فيلم‌برداری را شروع کرديم، نمی‌دانستيم چه داستانی اصلاً قرار است برای اين فيلم بيايد. چهار صندلی بيشتر نداشتيم، يک دوربين و يک کاغذ سفيد A۴ که چند نقطه رويش بود و من از اين‌ها خواهش کرده بودم روی صندلی‌ها بچينند و به اين نقطه نگاه کنند و به يک فيلم درونی خودشان فکر کنند. هيچ کس نمی‌دانست به چی نگاه می‌کند. يعنی غالباً به يک خاطره فکر می‌کردند، به يک مسأله درونی خودشان يا به يک فيلمی که ديده‌اند. بعداً اين قصه را برايش نوشتيم و صدابرداری کرديم و موسيقی گذاشتيم، نوار صدا را آماده کرديم و نزديک شش ماه طول کشيد تا اديت بکنيم. ما مثل پازل، چهره‌ها را جابه‌جا کرديم تا بتوانيم هر آدمی را متناسب با واکنش و جای‌گاهی که در داستان دارد، جا بگذاريم. صدوسیزده زن بودند که شرکت کردند. هر کس که می‌آمد فقط کافی بود بازيگر باشد تا بنشيند جلوی دوربين ما.»

Gandominسایر مطالب

Avatar for Gandomin

جایی برای دیدن افغانستان از زاویهٔ تجربه‌های شخصی و اجتماعی؛ رسانه‌ای برای تبدیل زیستن به روایت و آگاهی جمعی.

دیدگاه وجود ندارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *