PH 18

  • کتاب: لعنت به داستایوسکی
  • نویسندهٔ کتاب: عتیق رحیمی
  • مترجم: مهدی غبرائی
Gandom2
حوریه جنتی
نویسنده

آیا می‌شود با قتل یک موجود پلید، جامعه را تغییر داد؟

«لعنت به داستایوسکی»، روایت پسری ا‌ست به نام «رسول» که عاشق دختری به نام «سوفیا» می‌شود و به‌طور خیلی پیچیده، همچون «راسکولینکف»، شخصیت اصلی رمان «جنایت و مکافات»٬ دست به قتل پیرزن رباخوار می‌زند. یا هم می‌شود گفت رسول، راسکولینکفی‌ است نه در «پترزبورگ»، بلکه در کوچه‌های ویران و جنگ‌زدهٔ «کابل»؛ اما برخلاف راسکولینکف، رسول با جامعه‌ای روبه‌رو می‌شود که درگیر جنگ و بی‌عدالتی‌ است، بنابراین جنایتش بی‌پاسخ می‌ماند.

بقیهٔ رمان به رسول و درگیری‌های ذهنی و روحی او می‌پردازد. رسول در شرایط بحرانی کابل به دنبال معنای واقعی قتلش می‌گردد و این‌که آیا با این قتل، با ازبین‌بردن یک موجود پلید، چیزی عوض شده است؟

اگر بخواهیم به لایه‌های عمیق‌تر لعنت به داستایوسکی بپردازیم، موضوع صرفاً قتل پیرزن نیست؛ بلکه روبه‌رو شدنِ رسول با جامعه‌ای است که قتل و کشتار در آن کاملًا عادی شده است و جنایت محسوب نمی‌شود. برای محاکمه‌ شدن، قتل کافی نیست بلکه باید دشمن رژیم طالبان بود.

«میخواهم محاکمه شوم چون قاتلم؛ نه این‌که پدرم کمونیست بوده.» (صفحهٔ ۱۸۹ کتاب)

شخصیت پردازی:

در این کتاب به شخصیت‌ها، با این‌که گاهی کم‌رنگ می‌شوند، خیلی خوب پرداخته شده است. من در این مرور به شخصیت‌هایی که بیشتر از همه برایم جذاب بوده‌اند، می‌پردازم.

فرمانده پرویز: مردی که خانواده‌اش را ارتش کمونیست‌ها به قتل رسانده‌اند. او می‌جنگد؛ نه برای دین و دیگر خرافاتی که بقیهٔ هم‌رزمانش برای آن می‌جنگند، بلکه می‌خواهد برای خودش نشان بدهد که در برابر استبداد نباید سکوت کرد. و از آن‌جایی که نظر به زنده‌گی‌ای که داشته‌ایم، معنی بعضی کلمات برای‌مان تغییر می‌کند، برای پرویز، عدالت یعنی پیوستن به طالبان.

«رسول به حال عصب دست پیش می‌برد؛ با انگشت‌ها جمجمهٔ فرمانده را لمس می‌کند. “چیزی حس می‌کنی؟” رسول در جواب دل‌دل می‌کند، بعد یکهو دستش را پس می‌کشد. پرویز پکول را سرجایش می‌گذارد. “می‌دانی این چیه؟ تکه‌ای ترکش. سال‌هاست توی جمجمه‌ام جاخوش کرده. مال دورهٔ جهاد است. آمدم خانه زن و پسرم را ببینم. روس‌ها خبردار شدند برگشته‌ایم دِه و بمبارانش کردند. موشکی روی خانه‌مان فرود آمد. تکهٔ بزرگی خانواده‌ام را شهید کرد و تکهٔ کوچی در جمجمه‌ام جا گرفت. نخواستم درش بیارم. می‌خواستم با آن زنده‌گی کنم، تا دردش مدام مرگ خانواده‌ام را به من یادآوری کند. در تمام طول جهاد این ترکش به من نیرو و امید داد. یک پزشک فرانسوی به من گفت اگر درش نیاورم، ده سال بیشتر زنده‌گی نمی‌کنم. اما نمی‌خواهم بیشتر از ده سال زنده‌گی کنم.”» (صفحهٔ ۲۰۰ کتاب)

ایدولوژی‌ها گاهی نمی‌توانند افکار انسان را در چهارچوبی مختص به خودش محدود کنند.

با این‌که شخصیت‌های زن در این کتاب زیاد نیستند و به‌چشم نمی‌آیند، اما عتیق رحیمی از دریچهٔ شخصیت سوفیا، تا جایی توانسته است به زنان بپردازد.

سوفیا:  نامزد رسول٬ دختری که برای گذران زنده‌گی خود و خانواده‌اش نزد صاحب ‌خانه، زنی رباخوار، کار می‌کند. عتیق رحیمی خیلی ماهرانه از دریچهٔ شخصیت سوفیا به زنان در کابل، مخصوصاً زیر سلطهٔ طالبان و همین‌طور به فقر، از دید عمیق‌تری اشاره می‌کند. سوفیا سرپرست خانوادهٔ خودش است و مجبور است برای پیدا کردن نان کار کند؛ اما او با این کار، از جامعه، بدون دانستن دلیل، طرد می‌شود؛ شبیه هزار و یک زن دیگر در افغانستان.

زاویهٔ دید و موضوع اصلی رمان:

زاویهٔ دید این کتاب گاهی دانای‌کل است و گاهی اول‌شخص. با این نوع فرم‌بندی، عتیق رحیمی نه‌تنها به اتفاقات بیرونی، بلکه به دغدغه‌های درونی رسول، اول‌شخص، نیز به‌خوبی می‌پردازد. رسول پس از جنایتش از حرف‌زدن می‌ماند. با این‌که او در طول رمان دیالوگ‌های به‌شدت کمی دارد، اما نویسنده به واسطهٔ او، موضوع اصلی این کتاب را به‌خوبی نشان داده است.

لعنت به داستایوسکی، کتاب خوبی‌ است و مطالعهٔ این کتاب، خواننده را با موضوعاتی همچون جنایت، جنگ‌های داخلی، ایدئولوژی‌های افراط‌گرایانه و خیانت درگیر می سازد؛ و همچنین برای آنانی که به دغدغه‌های درونی راسکولینکف در کابل علاقمندند، می‌تواند خیلی جذاب و خواندنی باشد؛ دغدغه‌های پسری که در جستجوی این ا‌ست که چگونه می‌توان در جامعه‌ای به دور از انسانیت، انسان‌گونه زنده‌گی کرد.

به عبارت دیگر، داستایوسکی می‌گوید: «اگر خدا وجود نداشته باشد، همه‌چیز ممکن می‌شود.»

 اما لعنت به داستایوسکی می‌پرسد: «در جایی که خدا هست، چگونه باز همه‌چیز ممکن است؟»

Gandominسایر مطالب

Avatar for Gandomin

جایی برای دیدن افغانستان از زاویهٔ تجربه‌های شخصی و اجتماعی؛ رسانه‌ای برای تبدیل زیستن به روایت و آگاهی جمعی.

دیدگاه وجود ندارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *